حسام معینینویسندگی خلاق

·

جریان سیال ذهن چیست؟ ذهن و زمان در روایت

جریان سیال ذهن چیست؟ ذهن و زمان در روایت
در این نوشتهفهرست مطالب

جریان سیال ذهن شیوه‌ای از بازنمایی تجربهٔ درونیه که در اون، فکر، احساس، دریافت حسی و خاطره در حرکت و پیوند با هم دیده می‌شن. روایت فقط به ما خبر نمی‌ده شخصیت به چه نتیجه‌ای رسیده؛ سعی می‌کنه مسیر ناپیوسته و گاهی تداعی‌محورِ رسیدن از یه دریافت به دریافت دیگر رو هم محسوس کنه.

برای همین، جریان سیال ذهن در ادبیات رو نمی‌شه با «فکر کردنِ شخصیت» یکی دونست. در بسیاری از داستان‌ها از اندیشهٔ آدم‌ها باخبریم، اما راوی اون اندیشه‌ها رو مرتب، خلاصه و توضیح‌داده‌شده تحویل‌مون می‌ده. در روایت سیال، خودِ حرکت ذهن سهم بیشتری از تجربهٔ خواندن پیدا می‌کنه.

این شیوه هم الزاماً به معنی متن بی‌علامت، جمله‌های بسیار بلند یا روایت اول‌شخص نیست. چنین انتخاب‌هایی ممکنه به کار برن، اما تعریفِ موضوع نیستن. برای فهم جریان سیال ذهن به زبان ساده، بهتره ببینیم روایت چه نسبتی میان زمانِ بیرون و زمانِ تجربه‌شده برقرار می‌کنه و چطور از یه فکر به خاطره یا حسی دیگر می‌رسه.

ذهن، زندگی رو به ترتیب تقویم تجربه نمی‌کنه

در ترتیب تقویمی، دیروز قبل از امروزه و اتفاق صبح قبل از اتفاق عصر. اما در تجربهٔ ذهنی، گذشته می‌تونه با یه صدا یا بو به حال برگرده. خاطره فقط پرونده‌ای بسته دربارهٔ زمان سپری‌شده نیست؛ ممکنه بر چیزی که همین حالا می‌بینیم اثر بذاره.

جریان سیال ذهن به این حضور هم‌زمان حساسه. حرکت روایت ممکنه تابع ارتباط‌های حسی و عاطفی باشه، نه فقط ترتیب رخدادها. به چنین ارتباطی «تداعی» می‌گیم: یه دریافت، فکر یا خاطره‌ای دیگر رو پیش می‌کشه، چون برای شخصیت میان اون‌ها نسبتی وجود داره.

این نسبت همیشه برای خواننده از قبل روشن نیست. گاهی چند صفحه بعد می‌فهمیم چرا یه نام یا صدا این‌قدر در ذهن شخصیت موندگار شده. روایت از ما می‌خواد الگوی ارتباط‌ها رو کم‌کم کشف کنیم، به‌جای اینکه راوی پیشاپیش علت هر تغییر مسیر رو توضیح بده.

با این حال، تداعی رو نباید با بی‌ربطی یکی گرفت. پیوند ممکنه تقویمی یا منطقیِ آشکار نباشه، اما از ترس، میل، خاطره یا حساسیت شخصیت سرچشمه بگیره. پراکندگیِ ظاهری می‌تونه از درون، نظم عاطفیِ دقیقی داشته باشه.

«خانم دالووی»؛ خیابان و خاطره در کنار هم

«خانم دالووی» ویرجینیا وولف با تصمیمی معمولی شروع می‌شه: کلاریسا می‌خواد خودش گل بخره. کارهای مهمانی در جریانه و او وارد صبح شهر می‌شه. اما روایت به گزارش مسیر خرید محدود نمی‌مونه. هوای صبح، خاطرهٔ باز کردن پنجره‌ها در بورتون و تجربهٔ جوانی رو به اکنون پیوند می‌زنه.

در همین حرکت، زمان عوض می‌شه، بی‌آنکه جهان بیرون به‌کلی قطع بشه. کلاریسا در لندن قدم می‌زنه و هم‌زمان گذشته در ادراکش حضور داره. آنچه می‌خوانیم فقط «خاطره‌ای که بعداً تعریف شده» نیست؛ تجربهٔ اکنون با گذشته شکل می‌گیره.

صدای ساعت هم اهمیت پیدا می‌کنه. ساعت عمومی، زمان مشترک شهر رو یادآوری می‌کنه؛ اما ذهن شخصیت در فاصلهٔ همین لحظه‌های قابل اندازه‌گیری، سال‌ها جابه‌جا می‌شه. از کنار هم قرار گرفتن این دو، تفاوت زمان بیرونی و درونی محسوس می‌شه. چند دقیقه می‌تونه فضای بزرگی از زندگی رو در خودش جا بده.

در این نمونه جریان سیال ذهن، حادثهٔ بیرونیِ پیچیده‌ای لازم نیست تا روایت پیش بره. برخورد یه حس تازه با گذشتهٔ شخصیت، خودش حرکت ایجاد می‌کنه. این به معنی بی‌اهمیت شدن خیابان، آدم‌ها یا مهمانی نیست؛ اتفاقاً محیط بیرون مدام در شکل گرفتن تجربهٔ درونی دخالت داره.

جریان سیال ذهن و تک‌گویی درونی چه فرقی دارن؟

این دو اصطلاح در نقد ادبی گاهی با هم و گاهی با مرزبندی‌های متفاوت استفاده می‌شن. برای روشن شدن بحث، می‌شه جریان سیال ذهن رو هدف یا کیفیتی گسترده‌تر در بازنمایی حرکت آگاهی در نظر گرفت و تک‌گویی درونی رو یکی از شیوه‌های ارائهٔ فکر شخصیت.

در تک‌گویی درونی، با سخن گفتنِ بی‌صدای شخصیت با خودش روبه‌رو می‌شیم؛ سخنی که به دیگران گفته نمی‌شه. این گفتار ممکنه منظم، روشن و استدلالی باشه. پس هر تک‌گویی درونی الزاماً تجربه‌ای سیال، پرش‌دار یا نزدیک به دریافت‌های پیش از بیانِ کامل رو ایجاد نمی‌کنه.

از طرف دیگر، جریان سیال ذهن می‌تونه علاوه بر کلمه‌ها، حس، تصویر، ضرباهنگ و تداعی رو هم برجسته کنه. روایت لازم نیست همهٔ این تجربه رو شبیه سخنرانیِ خاموشِ یه «من» بنویسه. راه‌های دیگری هم برای نزدیک شدن به ذهن وجود داره.

این تفکیک به معنی بی‌ارتباط بودن دو مفهوم نیست. آن‌ها در بسیاری از آثار هم‌پوشانی دارن. فقط بهتره از برابر گذاشتن کامل‌شون پرهیز کنیم؛ وگرنه هر جمله‌ای که شخصیتی در دلش می‌گه، بی‌دلیل زیر عنوان جریان سیال ذهن قرار می‌گیره.

چطور روایت سوم‌شخص به ذهن نزدیک می‌شه؟

تصور رایج اینه که برای شنیدن ذهن باید حتماً ضمیر «من» در متن وجود داشته باشه. اما وولف در «خانم دالووی» بارها در روایت سوم‌شخص به زبان، سؤال‌ها و ارزش‌گذاری‌های شخصیت نزدیک می‌شه. خواننده حضور ذهن رو حس می‌کنه، حتی وقتی با نقل مستقیمِ فکر روبه‌رو نیست.

یکی از اصطلاح‌های مرتبط، «گفتار غیرمستقیم آزاد» است. در این شیوه، جمله از نظر دستوری می‌تونه در روایت سوم‌شخص باقی بمونه، اما لحن یا داوریِ شخصیت واردش بشه؛ بدون اینکه هر بار عبارت‌هایی مثل «او با خود فکر کرد» واسطه قرار بگیرن.

این نزدیکی نشون می‌ده زاویه دید در داستان فقط انتخاب میان «من» و «او» نیست. فاصلهٔ صدای روایت با تجربهٔ شخصیت هم اهمیت داره. ممکنه روایت در یک لحظه محیط رو توصیف کنه و در لحظهٔ بعد، بدون تغییر آشکار ضمیر، با حساسیت و زبان شخصیت به همون محیط نگاه کنه.

گفتار غیرمستقیم آزاد هم به‌تنهایی معادل جریان سیال ذهن نیست. می‌شه از اون در روایتی نسبتاً منظم استفاده کرد. اهمیتش در این بحث، نشون دادنِ یکی از امکانات نزدیک شدن به تجربهٔ درونیه؛ امکانی که تعریف محدودِ «جریان سیال ذهن یعنی اول‌شخص» از قلم می‌اندازه.

چرا بعضی از این متن‌ها دشوار به نظر می‌رسن؟

بخشی از دشواری از کم شدن توضیح‌های واسطه میاد. روایت ممکنه اسم کسی رو بیاره که هنوز نمی‌شناسیم، از حال به گذشته بره یا داوری‌ای رو بازتاب بده که علتش روشن نشده. خواننده اطلاعات رو همون‌قدر مرتب دریافت نمی‌کنه که در یه گزارشِ از پیش جمع‌بندی‌شده دریافت می‌کرد.

اما دشوار بودن، هدف ثابت و معیار ارزش نیست. گاهی جمله‌ها روشن‌ان و فقط نسبت زمان‌ها به توجه نیاز داره. گاهی هم نحو و نشانه‌گذاری عمداً تغییر می‌کنه تا مکث، شتاب یا بی‌قراریِ تجربه محسوس بشه. این انتخاب‌ها رو باید در نسبت با اثرشون فهمید؛ حذف ویرگول به‌خودی‌خود عمق روانی ایجاد نمی‌کنه.

در سطح ساختار روایی، ممکنه یه روز بیرونی چندین دورهٔ زندگی رو در خودش جا بده. خط زمان دیگر تنها رشتهٔ اتصال بخش‌ها نیست. تکرار یه تصویر، بازگشت یه نام یا حساسیت به صدایی مشخص هم می‌تونه رابطهٔ بخش‌های دور از هم رو بسازه.

این‌جا توجه خواننده از «بعد چه شد؟» به پرسش دیگری هم منتقل می‌شه: «این اتفاق برای این ذهن چه معنایی دارد؟» کشش روایت فقط از نتیجهٔ حادثه نمیاد؛ از شناخت تدریجیِ شیوهٔ تجربه کردنِ یه انسان هم میاد.

با ذهنِ خام و ثبت‌نشده روبه‌رو نیستیم

نام این شیوه ممکنه چنین القا کنه که نویسنده درِ ذهن رو باز کرده و هرچه بیرون ریخته، بدون انتخاب ثبت کرده. اما متن ادبی ساخته می‌شه. تکرارها، حذف‌ها، تغییر ریتم و ترتیب ورود خاطره‌ها انتخاب شده‌ان، حتی وقتی نتیجه خودجوش و بی‌واسطه به نظر می‌رسه.

در نتیجه، جریان سیال ذهن رو نباید با آزادنوشتنِ نویسنده یکی دونست. آزادنوشتن می‌تونه روشی برای تولید متن یا کنار گذاشتن موقتِ خودسانسوری باشه. جریان سیال ذهن در اثر ادبی، مسئلهٔ بازنماییِ آگاهیِ شخصیت و تجربهٔ خواننده است. روش تولید و شکل نهاییِ روایت، دو موضوع متفاوت‌ان.

همین تفاوت در مورد رؤیا هم وجود داره. روایت خواب می‌تونه پر از پرش و تصویرهای نامنتظر باشه، اما جریان سیال ذهن الزاماً رؤیا نیست. ممکنه در دل یه خرید روزمره و در تماس پیوسته با واقعیت بیرون شکل بگیره. ذهن از جهان جدا نمی‌شه؛ رابطه‌اش با جهان با جزئیات بیشتری در مرکز قرار می‌گیره.

نمونه‌ها و مرز کاربرد اصطلاح

«اولیس» جیمز جویس از نمونه‌های مشهورِ تجربه‌گری در بازنمایی ذهنه. با این حال، تمام بخش‌های این رمان با یه روش یکسان نوشته نشده‌ان. معرفی کل اثر با یه برچسب می‌تونه تنوع صداها و شیوه‌های روایتش رو پنهان کنه. حتی در آثاری که به جریان سیال ذهن شهرت دارن، باید به تفاوت بخش‌ها توجه کرد.

در ادبیات فارسی، «سنگ صبور» صادق چوبک هم در این بحث مطرح می‌شه. دانشنامهٔ ایرانیکا، روایت این رمان از راه تک‌گویی‌های چند شخصیت و نسبتش با جریان سیال ذهن رو توضیح می‌ده. این نمونه یادآوری می‌کنه که بازنمایی تجربهٔ درونی می‌تونه با تعدد صداها همراه بشه؛ هر ذهن فقط بخشی از جهان مشترک رو در دسترس می‌ذاره.

شناخت این شیوه قرار نیست همهٔ ابهام‌های اثر رو فوراً حل کنه. کمک می‌کنه بفهمیم چرا روایت همیشه طبق تقویم پیش نمی‌ره و چرا یه حس کوچک می‌تونه گذشته‌ای بزرگ رو زنده کنه. در چنین متنی، زندگی فقط مجموعهٔ اتفاق‌هایی نیست که برای آدم افتاده؛ شکلِ ادامه یافتنِ اون اتفاق‌ها در ذهن هم بخشی از زندگیه.

منابع نگارش این مقاله

  1. متن خانم دالووی؛ بخش آغازینویرجینیا وولف · Project GutenbergMrs. Dalloway
  2. جستار داستان مدرنویرجینیا وولف · Wikisource؛ متن The Common ReaderModern Fiction — The Common Reader
  3. بازنمایی گفتار و آگاهی در روایتبرایان مک‌هیل · The Living Handbook of Narratology / University of HamburgSpeech Representation
  4. زمینه و روایت خانم دالوویکتابخانهٔ بریتانیا · British LibraryMrs Dalloway
  5. آشنایی با اولیسکاترین مولین · British LibraryAn Introduction to Ulysses
  6. صادق چوبک؛ آثار و شیوه‌های روایتمحمدرضا قانون‌پرور · Encyclopaedia IranicaCHUBAK, Sadeq

گفت‌وگو درباره‌ی این نوشته

ارسال دیدگاه

Your email address will not be published. Required fields are marked *

بازگشت به نوشته‌ها

نویسندگی خلاق · پادکست

برای شنیدن

چطور اتفاقات غیرمنتظره بزرگ‌ترین داستان‌های شما رو می‌سازن؟

در میان کلمه‌ها

چه می‌خواهید بخوانید؟

یا از یک موضوع شروع کنید

نصب وبلاگ حسام معینی

با اضافه کردن وبلاگ به دستگاه‌تون، برای خواندن مقاله‌ها راحت‌تر برمی‌گردید.