حسام معینینویسندگی خلاق

·

رئالیسم جادویی؛ تفاوت با فانتزی و سوررئالیسم

رئالیسم جادویی؛ تفاوت با فانتزی و سوررئالیسم
در این نوشتهفهرست مطالب

رئالیسم جادویی شیوه‌ای از روایت است که در اون، امر ناممکن وارد یه جهان آشنا و اجتماعی می‌شه و روایت، حضورش رو به‌عنوان بخشی از زندگی می‌پذیره. اتفاق عجیب لزوماً معمایی نیست که باید توضیح علمی براش پیدا کنیم. ممکنه کنار خرید، کار، سیاست و خاطرهٔ خانواده قرار بگیره؛ با همون جدیتی که بقیهٔ زندگی روایت می‌شه.

اما این تعریف یه دام هم داره. اگه هر داستانِ دارای روح، پیش‌گویی یا حادثهٔ ناممکن رو رئالیسم جادویی بنامیم، مرزش با شکل‌های دیگر خیال‌پردازی از بین می‌ره. مسئله فقط «چه اتفاقی می‌افتد» نیست. نحوهٔ برخورد روایت با اون اتفاق و رابطه‌اش با واقعیت اجتماعی هم مهمه.

برای فهمیدن اینکه رئالیسم جادویی یعنی چه، بهتره این دو بخش اسمش رو مقابل هم قرار ندیم. واقعیت کنار نمی‌ره تا جادو جاش رو بگیره. اتفاق ناممکن درون همون جهانی حضور پیدا می‌کنه که تاریخ، قدرت، خاطره و زندگی روزمره در اون جریان دارن.

«جادویی» دقیقاً به چه معناست؟

در این اصطلاح، جادویی لزوماً به جادوگر و طلسم اشاره نمی‌کنه. منظور می‌تونه رخدادی باشه که با انتظار معمول ما از جهان سازگار نیست: حضور مردگان میان زندگان، زمان‌هایی که روی هم می‌افتن یا واقعه‌ای که توضیح طبیعیِ قانع‌کننده‌ای براش ارائه نمی‌شه.

تفاوت تعیین‌کننده، جایگاه اون رخداد در روایت است. گاهی داستان تمام توانش رو صرف می‌کنه تا ثابت کنه اتفاق خارق‌العاده در اصل یه خطای دید بوده. گاهی هم جهان جداگانه‌ای بنا می‌کنه که موجودات و نیروهای خاص خودش رو داره. رئالیسم جادویی معمولاً مسیر دیگری باز می‌کنه: جهان اجتماعیِ قابل شناسایی باقی می‌مونه، اما تعریف تنگ ما از امر ممکن به چالش کشیده می‌شه.

این به معنی تعجب نکردنِ همیشگیِ همهٔ شخصیت‌ها نیست. ممکنه شخصیتی حیرت کنه، بترسه یا تردید داشته باشه. نکته اینه که صدای روایت لزوماً به داور بیرونی تبدیل نمی‌شه تا یکی از دو برداشت رو باطل کنه و خیال خواننده رو راحت کنه. ابهام می‌تونه بخشی از جهان اثر باقی بمونه.

چرا لحن روایت این‌قدر مهمه؟

وقتی نویسنده برای هر اتفاق ناممکن زنگ خطر به صدا درمیاره، توجه ما به استثنایی بودنش جلب می‌شه. در بسیاری از آثار رئالیسم جادویی، فاصلهٔ لحنِ اتفاق معمولی و خارق‌العاده کمتره. روایت ممکنه یه رخداد شگفت رو با جزئیات ساده و ملموس همراه کنه و بدون توضیح اضافه ادامه بده.

در «صد سال تنهایی» گابریل گارسیا مارکز، بالا رفتن رمدیوسِ زیبا به آسمان با ملافه‌ها و کاری روزمره پیوند می‌خوره. اهمیت نمونه فقط در پرواز نیست. همراه شدن امر ناممکن با یه شیء خانگی، مرز میان زندگی عادی و شگفتی رو جابه‌جا می‌کنه. جهان خانواده برای لحظه‌ای تعطیل نمی‌شه تا وارد داستانی کاملاً دیگر بشیم.

البته از همین صحنه نمی‌شه یه فرمول برای تمام رمان ساخت. رئالیسم جادوییِ مارکز در نسبت با تاریخ خانواده و جامعه معنا پیدا می‌کنه. اگه فقط صحنه‌های عجیب رو جدا کنیم، ممکنه لحن اثر رو بشناسیم، اما بخش مهمی از نیروی تاریخی و عاطفی اون رو از دست بدیم.

واقعیت اجتماعی از داستان حذف نمی‌شه

واژهٔ رئالیسم در این ترکیب بی‌دلیل نیست. خانه، خیابان، شغل، نابرابری و رابطهٔ نسل‌ها معمولاً وزن دارن. امر خارق‌العاده می‌تونه در دل همین مناسبات ظاهر بشه و شکل تجربه کردن اون‌ها رو تغییر بده.

این پیوند با رئالیسم در ادبیات به معنی یکسان بودن دو شیوه نیست. روایت واقع‌گرا معمولاً جهانش رو در محدودهٔ امکان‌های عادی قابل توضیح نگه می‌داره. رئالیسم جادویی در عین حفظ بافت اجتماعی، اجازه می‌ده چیزهایی در این جهان حضور داشته باشن که با اون محدوده سازگار نیستن.

اگه تمام توجه‌مون به شگفتی معطوف بشه، ممکنه نقش سکوت، فراموشی یا روایت رسمی تاریخ رو نبینیم. برای نمونه، بازگشت گذشته در یه رمان می‌تونه نشون بده چیزی که از گزارش‌های عمومی حذف شده، هنوز در زندگی آدم‌ها حضور داره. این یه امکان تفسیریه؛ هر روح و هر بازگشتی هم الزاماً چنین معنایی نداره. نسبت رخداد با باقی متن باید این برداشت رو پشتیبانی کنه.

رئالیسم جادویی از کجا اومده؟

اصطلاح «رئالیسم جادویی» ابتدا در نقد نقاشی مطرح شد. فرانتس رو در سال ۱۹۲۵ از اون برای توصیف گرایشی در هنر استفاده کرد. اما تاریخ یه اصطلاح با تاریخ تمام آثاری که بعداً زیر اون قرار می‌گیرن یکی نیست. کاربرد ادبیِ این مفهوم در مسیرهای مختلف شکل گرفت و به‌ویژه با ادبیات آمریکای لاتین پیوند پررنگی پیدا کرد.

این سابقه باعث نمی‌شه رئالیسم جادویی رو ویژگی ذاتی مردم یه منطقه بدونیم. فرهنگ‌ها یکدست نیستن و نویسندگان هم فقط ناقل باورهای آماده نیستن. انتخاب راوی، تنظیم زمان و رابطهٔ اسطوره با تاریخ، تصمیم‌های ادبی‌ان؛ حتی وقتی از روایت‌های شفاهی و حافظهٔ جمعی کمک می‌گیرن.

مارکز در سخنرانی نوبلش از دشواری فهم واقعیت آمریکای لاتین با معیارهای بیرونی حرف می‌زنه. این سخنرانی تعریف فنی رئالیسم جادویی نیست، اما به یه زمینهٔ مهم توجه می‌ده: تجربهٔ تاریخیِ مردمی ممکنه برای ناظر بیرونی باورنکردنی به نظر برسه. ادبیات می‌تونه خودِ معیار باورپذیری رو موضوع پرسش قرار بده، بدون اینکه تاریخ رو به مجموعه‌ای از عجایب تقلیل بده.

تفاوت رئالیسم جادویی و فانتزی

فانتزی حوزهٔ گسترده‌ایه. بعضی آثارش جهان مستقلی دارن و بعضی در همین جهان آشنای ما اتفاق می‌افتن. بنابراین تعریف «فانتزی یعنی جهان جدا، رئالیسم جادویی یعنی جهان واقعی» بیش از حد ساده است. حضور جادو در شهر امروزی هم به‌تنهایی چیزی رو تعیین نمی‌کنه.

برای مقایسه، می‌شه پرسید داستان چه اندازه توجه ما رو به شناخت سازوکار امر شگفت معطوف می‌کنه. در بسیاری از آثار فانتزی، نیروها، موجودات یا قواعد ویژه نقش آشکاری در حرکت ماجرا دارن. در رئالیسم جادویی، رخداد ناممکن اغلب در بافت زندگی پذیرفته می‌شه، بدون اینکه توضیح کامل سازوکارش هدف اصلی روایت باشه.

این تفاوت هم قانون بی‌استثنا نیست. فانتزی لزوماً نظام جادوییِ توضیح‌داده‌شده نداره و رئالیسم جادویی هم از قصه‌گویی پرحادثه محروم نیست. مرز این عنوان‌ها با یه آزمون دوگزینه‌ای روشن نمی‌شه. لحن، زمینهٔ اجتماعی، سنت ادبی و نقش امر خارق‌العاده باید کنار هم دیده بشن.

همین‌طور، واقعی‌تر یا جدی‌تر دانستنِ خودکارِ یکی از این دو کمکی نمی‌کنه. فانتزی می‌تونه به قدرت، تاریخ و تجربهٔ انسانی بپردازه. تفاوت مورد بحث، شیوهٔ سازمان دادن جهان داستانه؛ رتبه‌بندی ارزش ادبیِ ژانرها نیست.

تفاوت رئالیسم جادویی و سوررئالیسم

سوررئالیسم به‌عنوان جنبشی تاریخی با توجه به ناخودآگاه، رؤیا و رها شدن از کنترل عادت‌های فکری پیوند داره. کنار هم قرار گرفتن چیزهای دور از هم می‌تونه در اون، منطق آشنای ادراک رو بر هم بزنه. البته هر متن رؤیایی هم به این جنبش تعلق نداره.

در بحث سوررئالیسم در داستان، خودِ گسست‌ها و پیوندهای نامنتظرِ ذهن می‌تونن مرکز توجه باشن. در رئالیسم جادویی، بیشتر با هم‌زیستیِ امر شگفت و یه جهان اجتماعیِ نسبتاً پیوسته سروکار داریم. زندگی خانوادگی، مکان و تاریخ از دسترس خواننده خارج نمی‌شن، حتی وقتی رخدادی ناممکن واردشون می‌شه.

پس تفاوت فقط مقدار عجیب بودن تصویرها نیست. یه تصویر بسیار نامعمول می‌تونه در روایتی کاملاً آرام قرار بگیره؛ یه متن دیگر ممکنه بدون حضور موجود جادویی، منطق عادت‌شدهٔ تجربه رو از هم بگسلونه. برای تشخیص، باید از ظاهر صحنه عبور کنیم و ببینیم کل روایت با اون چه می‌کنه.

امر جادویی همیشه نمادِ چیزی دیگره؟

وسوسه‌برانگیزه که برای هر اتفاق ناممکن یه معادل پیدا کنیم و بعد خیال‌مون راحت بشه: این روح یعنی گذشته، این پرواز یعنی آزادی. اما چنین ترجمه‌ای می‌تونه تجربهٔ ادبی رو کوچک کنه. رخداد، علاوه بر امکان نمادینش، بخشی از جهان داستان و تجربهٔ شخصیت‌هاست.

نمادگرایی در داستان وقتی به فهم کمک می‌کنه که رابطهٔ تصویر با بقیهٔ اثر بررسی بشه. یه تصویر ممکنه هم‌زمان چند معنا پیدا کنه یا بخشی از معنای خودش رو باز نگه داره. همهٔ جزئیات هم قرار نیست به رمزهایی تبدیل بشن که فقط یه کلید درست دارن.

در خواندن رئالیسم جادویی، بهتره میان تفسیر کردن و حذف کردن تفاوت بذاریم. اگه بگیم واقعه «فقط» نماد بوده، ممکنه حضور جدی‌اش در جهان روایت رو نادیده بگیریم. متن می‌تونه هم امکان تعبیر اجتماعی بده و هم از ما بخواد واقعیت داستانیِ اون رخداد رو به رسمیت بشناسیم.

نمونه‌های رئالیسم جادویی فراتر از مارکز

در «بچه‌های نیمه‌شب» سلمان رشدی، پیوند تولد شخصیت با لحظهٔ استقلال هند و توانایی‌های خارق‌العادهٔ کودکان، زندگی فردی رو به تاریخ جمعی وصل می‌کنه. شگفتی در فضایی بی‌زمان معلق نیست؛ کنار کشمکش‌های یه کشور و مسئلهٔ روایت کردن گذشته قرار می‌گیره. همین رابطه، دلیل مناسبیه که اثر رو فقط با فهرست اتفاق‌های عجیبش معرفی نکنیم.

در بحث رئالیسم جادویی در ادبیات فارسی هم از «اهل غرق» منیرو روانی‌پور نام برده می‌شه. نسرین رحیمیه در مدخل دانشنامهٔ ایرانیکا، هم حضور باورها و موجودات دریایی در جهان روستا رو توضیح می‌ده و هم به تغییر نسبت خیال و واقع‌گرایی در بخش‌های رمان توجه می‌کنه. پس حتی دربارهٔ یه اثر مشخص هم بهتره همهٔ بخش‌ها رو بی‌تفاوت زیر یه برچسب نذاریم.

وجود افسانه و باور بومی به‌تنهایی برای این طبقه‌بندی کافی نیست. مسئله اینه که روایت چطور اون‌ها رو به جهان اجتماعی وارد می‌کنه و چه نسبتی میان تجربه‌های متفاوت برقرار می‌شه. رئالیسم جادویی زمانی برای خواندن مفیده که حساسیت ما رو به این نسبت‌ها بیشتر کنه؛ نه وقتی که به اسم آماده‌ای برای هر داستان عجیب تبدیل بشه.

منابع نگارش این مقاله

  1. راهنمای رئالیسم جادوییکت براون · PenguinA Guide to Magical Realism
  2. تنهایی آمریکای لاتین؛ سخنرانی نوبلگابریل گارسیا مارکز · Nobel PrizeThe Solitude of Latin America — Nobel Lecture
  3. راهنمای مطالعهٔ بچه‌های نیمه‌شبپنگوئن · PenguinMidnight’s Children — Reading Guide
  4. اهل غرق و رئالیسم جادویی در ادبیات فارسینسرین رحیمیه · Encyclopaedia IranicaAHL-E ḠARQ
  5. سوررئالیسم و زمینهٔ فکری آنموزهٔ تیت · TateSurrealism

گفت‌وگو درباره‌ی این نوشته

ارسال دیدگاه

Your email address will not be published. Required fields are marked *

بازگشت به نوشته‌ها

نویسندگی خلاق · پادکست

برای شنیدن

چطور اتفاقات غیرمنتظره بزرگ‌ترین داستان‌های شما رو می‌سازن؟

در میان کلمه‌ها

چه می‌خواهید بخوانید؟

یا از یک موضوع شروع کنید

نصب وبلاگ حسام معینی

با اضافه کردن وبلاگ به دستگاه‌تون، برای خواندن مقاله‌ها راحت‌تر برمی‌گردید.