حسام معینینویسندگی خلاق

·

مدرنیسم در ادبیات چیست؟ تجربهٔ جهان تازه

مدرنیسم در ادبیات چیست؟ تجربهٔ جهان تازه
در این نوشتهفهرست مطالب

مدرنیسم در ادبیات به مجموعه‌ای از گرایش‌های نوگرایانه گفته می‌شه که به‌ویژه در اواخر قرن نوزدهم و نیمهٔ نخست قرن بیستم، شیوه‌های آشنای نوشتن و بازنمایی زندگی رو به پرسش کشیدن. برای بسیاری از نویسندگان این جریان، تغییر جهان فقط به معنی پیدا کردن موضوع‌های تازه نبود؛ شکل روایت هم باید امکان دیگری برای دیدن و تجربه کردن فراهم می‌کرد.

پس هر کتاب تازه‌منتشرشده‌ای مدرنیستی نیست. «مدرن» در زبان روزمره گاهی فقط یعنی امروزی، اما در تاریخ ادبیات به زمینه‌ای مشخص اشاره می‌کنه. یه رمان جدید ممکنه با روشی کاملاً متعارف نوشته شده باشه و یه رمان صدساله هنوز تجربه‌ای نامعمول از زمان، زبان و ذهن ایجاد کنه.

برای فهمیدن اینکه ادبیات مدرن چیست، بهتره از یه پرسش شروع کنیم: اگه تجربهٔ آدم‌ها از خود و جهان تغییر کنه، آیا شکل‌های آشنای روایت همچنان برای بیانش کافی‌ان؟ پاسخ نویسندگان مدرنیست یکسان نبود، اما همین نارضایتی از پاسخ‌های آماده، زمینهٔ بسیاری از تجربه‌های اون‌ها رو فراهم کرد.

مدرنیته، مدرنیسم و تازه بودن چه فرقی دارن؟

مدرنیته به مجموعه‌ای از شرایط و دگرگونی‌های زندگی جدید اشاره می‌کنه؛ از گسترش شهر و صنعت تا تغییر رابطه‌های اجتماعی و تجربهٔ زمان. مدرنیسم نام برخی پاسخ‌های هنری و ادبی به این جهان و بحران‌های اونه. یکی شرایط زندگی رو توصیف می‌کنه و دیگری به انتخاب‌ها و گرایش‌های هنری مربوط می‌شه.

این تفکیک کمک می‌کنه موضوع اثر رو با شیوهٔ برخوردش به موضوع یکی نگیریم. وجود قطار، کارخانه یا شهر بزرگ در یه رمان برای مدرنیستی بودنش کافی نیست. مسئله اینه که متن، تجربهٔ زندگی رو چطور سازمان می‌ده و چه رابطه‌ای با قراردادهای پیش از خودش برقرار می‌کنه.

از طرف دیگر، موضوع ظاهراً قدیمی هم مانع نوگرایی نیست. جیمز جویس در «اولیس» با «اودیسه» هومر نسبت برقرار می‌کنه، اما این رجوع به گذشته به تکرار سادهٔ حماسه منجر نمی‌شه. زندگی روزمرهٔ دوبلین جایگاه مرکزی پیدا می‌کنه. سنت می‌تونه مادهٔ بازآفرینی باشه، نه چیزی که یا کامل حفظش کنیم یا کامل دورش بندازیم.

چرا تاریخ شروع و پایانش کاملاً روشن نیست؟

مدرنیسم مثل یه انجمن با روز تأسیس مشخص و آیین‌نامهٔ مشترک نبود. تجربه‌های ادبی در زبان‌ها، کشورها و قالب‌های مختلف به‌طور هم‌زمان پیش نرفتن. برای همین، مرزبندی دوره بسته به موضوع پژوهش تغییر می‌کنه و گاهی از «مدرنیسم‌ها» صحبت می‌شه تا این تنوع دیده بشه.

جنگ جهانی اول در فهم فضای بسیاری از آثار اهمیت داره، اما نمی‌شه مدرنیسم رو فقط نتیجهٔ جنگ دونست. بخشی از تجربه‌گری‌ها پیش از اون آغاز شده بودن. جنگ به بحران‌ها و پرسش‌های موجود شدت داد و تجربه‌های تازه‌ای از خشونت، فقدان و گسست به ادبیات وارد کرد.

مرور جنبش‌های ادبی انگلستان هم وقتی مفیده که ترتیب تاریخی رو با تعویض کاملِ یه مکتب با مکتب بعدی اشتباه نگیریم. شیوه‌های قدیمی با پیدایش شیوه‌های تازه ناپدید نمی‌شن. ممکنه چند نوع روایت در یه دوره هم‌زمان حضور داشته باشن و حتی در یه اثر با هم ترکیب بشن.

وولف چه چیزی رو در رمانِ زمان خودش کم می‌دید؟

ویرجینیا وولف در جستار «داستان مدرن» به رمان‌هایی اعتراض می‌کنه که با وجود توجه فراوان به جزئیات بیرونی، از نظر او بخشی از زندگی رو از دست می‌دن. پرسش او اینه که آیا مرتب کردن رویدادها طبق قراردادهای آشنا، تجربهٔ واقعیِ ذهن و حساسیت آدم‌ها رو به‌قدر کافی منتقل می‌کنه؟

وولف توجه رو به دریافت‌های کوچک و گذرای یه روز معمولی برمی‌گردونه. چیزی که از بیرون کم‌اهمیت به نظر می‌رسه، ممکنه در ذهن اثری عمیق بذاره. در مقابل، رخدادی که طبق قرارداد باید نقطهٔ اوج باشه، لزوماً مرکز تجربهٔ شخصیت نیست.

این دیدگاه رو نباید قانون همهٔ نویسندگان مدرنیست فرض کنیم. موضع مشخص وولفه و حتی بحث او دربارهٔ نویسندگان دیگر هم همراه با ارزیابی و تردیده. اهمیتش برای ما اینه که تغییر فرم رو به تغییر مرکز توجه پیوند می‌ده: وقتی چیز دیگری از زندگی مهم می‌شه، روایت هم ممکنه به شکل دیگری نیاز پیدا کنه.

از همین‌جا می‌شه فهمید چرا «پیچیده نوشتن» تعریف کافی برای مدرنیسم نیست. پیچیدگی قرار نیست صرفاً مانع بسازه. در بهترین حالت، انتخاب فرمی به تجربه‌ای راه می‌ده که شکل قبلی اون رو نادیده گرفته یا بیش از حد مرتب کرده بوده.

ویژگی‌های ادبیات مدرن؛ تغییر در نسبت‌ها

در بسیاری از آثار مدرنیستی، زمان فقط خطی نیست که از گذشته به آینده کشیده شده باشه. خاطره می‌تونه در اکنون دخالت کنه و یه لحظهٔ بیرونی فضای زیادی از متن رو به خودش اختصاص بده. این انتخاب، وزن تجربه رو از طول تقویمیِ اون جدا می‌کنه.

هم‌زمان، نگاه واحد و کاملاً مسلطِ روایت ممکنه جای خودش رو به دیدگاه‌های محدود، صداهای متعدد یا اطلاعات ناتمام بده. خواننده باید نسبت بخش‌ها رو پیدا کنه و همیشه هم به تصویری بدون ابهام نمی‌رسه. ندانستن، می‌تونه بخشی از تجربهٔ اثر باشه؛ همون‌طور که در زندگی آدم‌ها حضور داره.

در چنین آثاری، ساختار روایی گاهی بر تکرار تصویر، تداعی و بازگشت صداها تکیه می‌کنه. رابطهٔ بخش‌ها فقط «این اتفاق افتاد و بعد آن اتفاق» نیست. دو بخش دور از هم ممکنه با یه خاطره یا تصویر به هم وصل بشن و خواننده این رابطه رو به‌تدریج بفهمه.

با این حال، هیچ‌کدوم از این ویژگی‌ها به‌تنهایی مُهر مدرنیسم نیست. روایت غیرخطی و تعدد صداها پیشینه دارن و به این دوره محدود نمی‌شن. اهمیت تاریخی در نحوهٔ کنار هم قرار گرفتن این امکانات و پرسش‌هایی است که با اون‌ها دنبال می‌شه.

یک روز معمولی چطور به موضوع رمان تبدیل می‌شه؟

«خانم دالووی» وولف بخش اصلی رخدادهای بیرونی‌اش رو در یه روز قرار می‌ده، اما زندگی شخصیت‌ها به همون روز محدود نمی‌مونه. کلاریسا برای خرید گل بیرون می‌ره و حس صبح او رو به گذشته برمی‌گردونه. خیابانِ امروز و خاطرهٔ جوانی در یه تجربه به هم می‌رسن.

در خواندن آغاز رمان، مهمه که این رفت‌وبرگشت رو صرفاً وقفه‌ای در ماجرای اصلی نبینیم. خودِ رابطهٔ اکنون با گذشته، بخشی از ماجراست. شخصیت فقط کسی نیست که برنامهٔ مهمانی رو پیش می‌بره؛ آدمیه که انتخاب‌ها و رابطه‌های گذشته در نگاه امروزش ادامه دارن.

از این زاویه، رویداد معمولی ظرفیت تازه‌ای پیدا می‌کنه. خرید گل لازم نیست به حادثه‌ای خارق‌العاده تبدیل بشه تا ارزش روایت پیدا کنه. آنچه اهمیت پیدا می‌کنه، تراکمِ تجربه در دلِ همون کار معمولیه. این برداشت به معنای کنار رفتن جهان اجتماعی نیست؛ آدم در تماس با خیابان، دیگران و زمان مشترک شهر فکر می‌کنه.

اینجا می‌تونیم تفاوت «موضوع ساده» و «اثر ساده» رو بهتر ببینیم. کم بودن تعداد اتفاق‌های بیرونی، چیزی دربارهٔ عمق یا پیچیدگیِ رابطه‌ها ثابت نمی‌کنه. گاهی روایت به‌جای گسترده‌تر کردن ماجرا، تجربهٔ یه لحظه رو باز می‌کنه.

شهر چه نقشی در این تجربه داره؟

شهر در بسیاری از آثار مدرنیستی فقط نشانیِ محل وقوع داستان نیست. برخورد با غریبه‌ها، تغییر منظره، سرعت حرکت و هم‌زمانیِ زندگی‌های مختلف، شیوهٔ دریافت جهان رو تحت تأثیر قرار می‌ده. کاترین مولین در مقالهٔ کتابخانهٔ بریتانیا دربارهٔ شهرهای مدرنیستی، به همین تنوعِ تجربه از هیجان تا بیگانگی توجه می‌ده.

این تنوع مهمه، چون «آدم مدرنِ تنها» هم می‌تونه به کلیشه تبدیل بشه. جمعیت برای همه فقط ترسناک نیست؛ ممکنه آزادیِ ناشناس موندن یا فرصت مشاهده رو فراهم کنه. از سوی دیگر، حضور میان جمع الزاماً به ارتباط و همدلی منجر نمی‌شه. یه فضای مشترک برای آدم‌های مختلف معنای یکسانی نداره.

همین وضعیت با روایت چندصدایی یا محدود شدن نگاه راوی تناسب پیدا می‌کنه. هیچ رهگذری تمام شهر رو در اختیار نداره. البته این رابطه، فرمول اجباری نیست؛ مدرنیسم به شهر محدود نمی‌شه و از وجود شهر هم نمی‌شه نوع روایت رو پیش‌بینی کرد.

تفاوت مدرنیسم و پست‌مدرنیسم در ادبیات

این مرزبندی محل اختلافه و نمی‌شه همهٔ آثار رو با یه جمله تقسیم کرد. در توضیحی کلی، بسیاری از آثار مدرنیستی با بحرانِ فهم و بازنمایی جهان درگیرن و برای بیانش شکل تازه‌ای می‌جویند. در شماری از آثار پست‌مدرن، خودِ امکان رسیدن به روایتی نهایی و منسجم بیشتر موضوع بازی، تردید و آشکار کردنِ ساخته بودنِ روایت می‌شه.

اما فرق‌شون این نیست که یکی همیشه جدی و غمگینه و دیگری همیشه شوخ و بی‌اعتنا. «اولیس» هم طنز داره و هم فرهنگ روزمره رو وارد رابطه با سنت ادبی می‌کنه. از طرف دیگر، یه اثر پست‌مدرن می‌تونه دربارهٔ تاریخ و رنج بسیار جدی باشه. طنز یا ارجاع به آثار دیگر، به‌تنهایی مرز تعیین نمی‌کنه.

بهتره این دو عنوان رو برای توضیح گرایش‌ها به کار ببریم و بعد ویژگی‌های خود اثر رو بسنجیم. «پست» هم به معنی بهتر بودن یا پشت سر گذاشتنِ کاملِ همهٔ تجربه‌های قبلی نیست. میان این جریان‌ها هم ادامه دادن وجود داره، هم اختلاف و بازنگری.

مدرنیسم چه چیزی به خواندن ما اضافه می‌کنه؟

نویسندگان مدرنیست پاسخ واحدی به جهان تازه ندادن. جویس و وولف حتی وقتی هر دو به زندگی روزمره و تجربهٔ ذهنی توجه دارن، زبان و ساختار یکسانی ندارن. همین تفاوت اجازه نمی‌ده چند ویژگی رو حفظ کنیم و اون‌ها رو جای مواجهه با هر اثر بنشونیم.

شناخت مدرنیسم کمک می‌کنه وقتی روایت از نظم آشنا فاصله می‌گیره، فقط دنبال نقص یا پیچیدگیِ بی‌دلیل نگردیم. ممکنه متن داره چیزی از تجربه رو آشکار می‌کنه که نظم آشنا پنهانش می‌کرده. پرسش اصلی اینه که این شکل تازه، چه چیزی از زندگی رو دیدنی و چه چیزی رو دشوارتر می‌کنه؛ پرسشی که ارزشش با تمام شدن یه دورهٔ تاریخی از بین نمی‌ره.

منابع نگارش این مقاله

  1. جستار داستان مدرنویرجینیا وولف · Wikisource؛ متن The Common ReaderModern Fiction — The Common Reader
  2. متن خانم دالووی؛ بخش آغازینویرجینیا وولف · Project GutenbergMrs. Dalloway
  3. آشنایی با اولیسکاترین مولین · British LibraryAn Introduction to Ulysses
  4. شهر در ادبیات مدرنیستیکاترین مولین · British LibraryCities in Modernist Literature
  5. مقدمهٔ کمبریج بر مدرنیسم؛ پیشگفتارپریکلس لوئیس · Cambridge University PressThe Cambridge Introduction to Modernism — Preface
  6. پست‌مدرنیسم؛ اختلاف در تعریفبنیاد شعر · Poetry FoundationPostmodernism — Glossary of Poetic Terms

گفت‌وگو درباره‌ی این نوشته

ارسال دیدگاه

Your email address will not be published. Required fields are marked *

بازگشت به نوشته‌ها

نویسندگی خلاق · پادکست

برای شنیدن

چطور اتفاقات غیرمنتظره بزرگ‌ترین داستان‌های شما رو می‌سازن؟

در میان کلمه‌ها

چه می‌خواهید بخوانید؟

یا از یک موضوع شروع کنید

نصب وبلاگ حسام معینی

با اضافه کردن وبلاگ به دستگاه‌تون، برای خواندن مقاله‌ها راحت‌تر برمی‌گردید.