انتخاب زاویه دید اولین انتخاب مهمی است که نویسنده باید قبل از نگارش داستان درمورد آن تصمیم‌گیری کند. این تصمیمی است که تقریبا تمام جنبه‌های داستان نویسی را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

برای بیان یک داستان تاثیرگذار شما می‌توانید انواع زاویه دید را انتخاب کنید ولی همه آن‌ها برای داستان شما مناسب نیستند.

در این مقاله من به انواع زاویه دید در داستان می پردازم و مثال‌هایی می‌آورم تا آن‌ها را بهتر متوجه شوید. در آخر به جواب این سوال می رسید:

چه زاویه دیدی برای داستان انتخاب کنم؟

زاویه دید چیست؟

زاویه دید بیانگر این است که چه کسی داستان را نقل می‌کند و اطلاعات چگونه به دست مخاطب می‌رسد. انواع زاویه دید:

  • زاویه دید اول شخص از نقطه نظر ضمایر من و ما نقل می‌شود
  • زاویه دید دوم شخص از نقطه نظر ضمیر تو یا شما بیان می‌شود
  • زاویه دید سوم شخص از ضمایر او و آن‌ها استفاده می‌کند

چرا زاویه دید مهم است؟

در کلاس های داستان نویسی معمولا زاویه دید جزء اولین موضوعاتی است که به داستان نویس ها آموزش داده می شود. دلیلش هم مشخص است: تا وقتی که ندانیم داستان دارد از زبان چه کسی روایت می شود نمی‌توانیم به خود داستان توجه کنیم. جدا از این، زاویه دید جزء یکی از مهمترین بخش‌های عناصر داستان است.

همچنین رایج بودن برخی زوایای دید در یک نوع ژانر هیچوقت بی‌دلیل نیست. مثلا رمان‌های کاراگاهی به ندرت از زاویه دید دانای کل بیان می‌شوند چون تمام جذابیت این رمان‌ها به این است که سعی کنید همراه نقش اصلی راز داستان را کشف کنید. رمان‌های بزرگسالان اغلب از زاویه دید اول شخص بیان می‌شوند: این زاویه دید کمک می‌کند خودتان را جای شخصیت اصلی بگذارید.

انواع پرطرفدار زاویه دید در داستان عبارت است از:

داستان بزرگسال جوان: بیشتر اول شخص و تا حدودی سوم شخص محدود

حماسه: سوم شخص دانای کل یا محدود

رمزآلود و هیجان‌انگیز: سوم شخص محدود

رمانتیک: اول شخص و سوم شخص محدود

انواع زاویه دید در داستان

در اینجا به نقاط قوت و ضعف انواع زاویه دید می‌پردازیم.

1.زاویه دید اول شخص چیست؟

این زاویه دید همان شیوه‌ای است که وقایع روزانه را تعریف می‌کنیم و اغلب راوی شخصیت اصلی است مثل شخصیت "تیتولار" در "زندگی پای" یا می‌تواند شخصیت فرعی باشد مانند "نیک" در "گتسبی بزرگ". مثال:

مادر را صدا زدم.

استفاده از اول شخص از گذشته بسیار پرطرفدار بوده و زاویه دید غالب در تاریخ داستان نویسی است.

2.زاویه دید دوم شخص چیست؟

در این روش، زاویه دید در داستان به مخاطب بخشیده می‌شود و آن‌ها باید خود را مستقیما به جای شخصیت اصلی یا فرعی در داستان تصور کنند. در این زاویه دید از ضمیر تو و شما استفاده می‌شود. مثل:

میراث آن مرحوم حق تو بود.

البته از میان انواع زاویه دید، این زاویه دید در داستان محبوبیت کمتری دارد چون باعث بلاتکلیفی و ناباوری مخاطب می‌شود. راب اسپیلمن ویراستار "خانه حلبی" می‌گوید: زاویه دید دوم شخص آزار‌دهنده است، مثلا می‌گوید تو داری از خیابان عبور می‌کنی ولی نه! من که عبور نمی‌کنم. ولی خب یک نویسنده ماهر می‌تواند چیز خوبی از این قضیه دربیاورد. جی مک اینرنی یکی از نویسندگان این سبک، زاویه دید دوم شخص را دعوتی بی‌کلام می‌نامد: بیا تو!

3. زاویه دید سوم شخص چیست؟

در این زاویه دید از ضمیر "او" استفاده می‌شود. مثل:

او گفت: زندانی را بیاورید.

زاویه دید سوم شخص به دو بخش تقسیم می‌شود:

1. زاویه دید سوم شخص محدود چیست؟

در این زاویه دید راوی فقط می‌تواند افکار، احساسات و ادراک یک شخصیت را در یک زمان بیان کند و مخاطب محدود به ذهن آن شخصیت است. مثلا:

او نمی‌دانست شوهرش دروغ می‌گوید یا نه.

2. زاویه دید سوم شخص دانای کل چیست؟

این زاویه دید بر همه چیز واقف است یعنی می‌تواند بگوید در دنیای داستان چه اتفاقی می‌افتد، افتاده است یا خواهد افتاد و درنتیجه مخاطب به همه چیزهایی که این راوی خدامانند می‌گوید دسترسی دارد. مثلا:

او عاشق سارا بود ولی سارا چنین حسی نسبت به او نداشت.

مثال‌ انواع زایه دید، و دلیل انتخاب هرکدام

مزایای استفاده از زاویه دید اول شخص:

1. غرق کردن مخاطب در داستان

اول شخص بعنوان صمیمی‌ترین زاویه دید شناخته می‌شود یعنی خواننده را به اتفاق نزدیک کرده و کمک می‌کند انگیزه شخصیت را به سادگی درک کنند و با او ارتباط برقرار کنند.

2. ایجاد یک راوی غیرقابل اعتماد

اول شخص همیشه دارای زاویه دید جانبدارانه است. آن‌ها فقط اطلاعاتی را که می‌خواهند به مخاطب می‌گویند و به همین دلیل به آن زاویه دید غیرقابل اعتماد می‌گویند. یعنی راوی ممکن است فراموشکار، جانبدار یا حتی فریبکار باشد. نویسندگان ماهری مانند چارلز دیکنز از این زاویه دید برای پنهان‌سازی های عمیق در داستان استفاده می‌کنند.

3. ایجاد سبک و لحن مشخص

هر شخصیتی منحصر به فرد است و هیچ زاویه دیدی بهتر از اول شخص نمی‌تواند این را نشان دهد. وقتی مخاطب وارد ذهن شخصتی می‌شود علاوه بر احساسات آن شخصیت، سبک حرف زدن و تفکر او را نیز تجربه می‌کند. مثلا از چه لغاتی استفاده می‌کند؟ آیا با جملات بلند فکر می‌کند یا جملات کوتاه؟ با زاویه دید اول شخص می‌توانید همه این‌ها را بفهمید.

4. برجسته کردن شخصیت

در پیچ و خم طرح یک داستان، راوی اول شخص مانند آینه‌ای شخصیت اصلی واقعی داستان را برای مخاطبان نمایان می کند. مثلا "آرتور" در سری کتاب‌های "شرلوک هولمز" احتمالا معروف‌ترین نمونه این تکنیک است.

نمونه‌هایی از استفاده از زاویه دید اول شخص در داستان: "جین ایر از شارلوت برونته" و "خورشید همچنان می‌دمد از ارنست همینگوی"

مزایای استفاده از زاویه دید دوم شخص:

1. خواننده را به داستان نزدیک‌تر می‌کند

بهتر است این زاویه دید را هجوم حواس بنامیم. وقتی خوانندگان با لفظ "تو" مخاطب قرار می‌گیرند، در نقش عضوی فعال از داستان فرو می‌روند و به آن‌ها گفته می‌شود که باید چه عواطف، افکار، بو و لامسه‌ای را حس کنند یا چه چیزی ببینند. این بالاترین حد صمیمیت را با داستان ایجاد می‌کند. به جای تعریف کردن داستان برای خوانندگان، آن‌ها می‌توانند مستقیما داستان را تجربه کنند.

2. تقویت ایده و درون‌مایه داستان

برای رساندن منظور داستان چه راهی بهتر از این که اجازه دهید خوانندگان آن را زندگی کنند؟

نمونه‌هایی از استفاده از زاویه دید دوم شخص: کتاب "خودیاری" از لوری مور، "نیمه خواب در پیژامه قورباغه‌ای اثر تام رابینز"

مزایای استفاده از زاویه دید سوم شخص محدود:

1. جلب اعتماد خواننده

از آن‌جایی که زاویه دید سوم شخص خواننده را نزدیک مغز شخصیت داستانی و نه دقیقا درون آن قرار می‌دهد، تقریبا همان مزایای جلب اعتماد زاویه دید اول شخص را دارد و حتی بهتر از آن است چون کمتر پیش می‌آید که راوی سوم شخصی غیر قابل اعتماد باشد.

2. دور و نزدیک کردن خواننده با افکار درونی یک شخصیت

با سوم شخص محدود شما می‌توانید زاویه دوربین را انتخاب کنید! آیا می‌خواهید روایت درست نزدیک ذهن شخصیت باشد یا کمی از آن دورتر شده و از چشم‌انداز بازتری مسائل را آشکار کند؟ برخلاف زاویه دید اول شخص، زاویه دید سوم شخص لزوما داخل ذهن یک شخصیت نمی‌ماند بلکه آزاد هستید براساس نیاز داستان در هر زمان، چشم‌انداز خواننده را تغییر دهید.

3. جابجایی بین چند زاویه دید سوم شخص محدود برحسب ضرورت

اگر ماندن با یک شخصیت در طول داستان برایتان جذاب نیست، نوشتن با چند زاویه دید سوم شخص محدود را امتحان کنید. این تکنیک برای طرح شخصیت‌های زیاد در داستان عالی است و به پیچیده و درهم کردن داستان در هر فصل کمک می‌کند.

یادداشتی ویژه درمورد سوم شخص محدود

اگرچه این تکنیک کمتر در داستان‌ها دیده می‌شود، زاویه دید سوم شخص در داستان به روایت بی‌طرف داستان کمک می‌کند. درواقع راوی بی‌طرف وقایع را درست همان‌طور که اتفاق می‌افتند نقل می‌کند و به خوانندگان اجازه می‌دهد که خودشان آن‌ها را تفسیر کرده و منظور را دریابند. ارنست همینگوی معروف‌ترین مثال در استفاده از این تکنیک است. داستان کوتاه او به نام "تپه‌هایی مانند فیل‌های سفید" و رمان او به نام "زنگ‌ها برای که به صدا درمی‌آیند" در نزدیک‌ترین حالت ممکن، به زاویه دید یک راوی خنثی و بی‌طرف نوشته شده‌اند.

مزایای استفاده از زاویه دید دانای کل:

1. بررسی چندین شخصیت

انواع زاویه دید اول شخص و سوم شخص محدود تاثیرگذار بود؟ حالا همان‌ها را گسترش دهید و این‌گونه به زاویه دید راوی دانای کل می‌رسید. قدرت این زاویه دید طوری است که راوی می‌تواند به ذهن چندین شخصیت نفوذ کند. این نه تنها به نویسنده فضای بیشتری برای هدایت داستان می‌دهد بلکه فرصت منحصر‌به‌ فرد بررسی روانشناختی چند شخصیت مختلف را هم فراهم می‌کند.

2. عمیق‌تر کردن جهان‌سازی

از آنجایی‌که مخاطبان ناخودآگاه قبول می‌کنند که راوی همه چیز را می‌داند، راوی راحت‌تر به ساخت پس‌زمینه و شرح داستان می‌پردازد. نویسندگان داستان‌های فانتزی از این ویژگی هنگام ترسیم جهانی تخیلی به نفع خود استفاده می‌کنند.

3. ایجاد لحن نویسندگی مشخص

راویان دانای کل از این جهت منحصر به فرد هستند که لحنی متمایز از لحن بقیه شخصیت‌های داستان دارند. در گذشته نویسندگان این ویژگی را در جهات خلاقانه متعددی گسترش می‌دادند. گاهی راوی لحنی جدی و مشاهده‌گر دارد و گاهی لحن او مانند خود مرگ است!

نمونه‌هایی از استفاده از زاویه دید دانای کل: "اتاقی با یک چشم‌انداز" نوشته فاستر، "غریبه‌ای در غربت" نوشته رابرت ای هینلین.

سخن آخر

یکی از مشکلات بزرگ قبل از شروع به نوشتن داستان نداشن اطلاعات کافی در مورد انتخاب بهترین زاویه دید در داستان است. هر کدام از زاویه های دید مزایایی دارند و اختیاراتی به شما می دهند. اگر این مزایا و اختیارات را بدانید راحت تر می توانید بهترین زاویه دید را برای داستانتان انتخاب کنید.

پاسخ