حسام معینینویسندگی خلاق

·

آموزش داستان نویسی به زبان ساده

آموزش داستان نویسی به زبان ساده
در این نوشتهفهرست مطالب

می‌خواید داستان بنویسید، اما هنوز نمی‌دونید از چه چیزی شروع کنید. یه خاطره دارید، چند تا آدم جالب می‌شناسید و گاهی هم موقعیتی به ذهنتون می‌رسه؛ با این حال، هیچ‌کدوم هنوز به چیزی تبدیل نشده که بشه ادامه‌اش داد. برای شروع آموزش داستان‌نویسی، بیاید همین فاصله رو پُر کنیم. چهار راه رو امتحان می‌کنیم: استفاده از تجربه، شروع از شخصیت، پرسیدن «چه می‌شد اگر…» و تغییر دادن یه موضوع آماده. هر روش، یه تکلیف و نمونهٔ خروجی داره تا آخر کار بتونید یه ایدهٔ داستان‌نویسی انتخاب کنید و ازش یه خلاصهٔ سه‌جمله‌ای بسازید.

برای شروع داستان‌نویسی چه کار کنیم؟

فعلاً یه صفحه باز کنید و یکی از این چهار نقطهٔ شروع رو انتخاب کنید:

  • اتفاقی که تجربه یا مشاهده کرده‌اید و هنوز درباره‌ش سؤال دارید.
  • آدمی که یه خواسته یا رفتارش توجهتون رو جلب کرده.
  • موقعیتی معمولی که با تغییر یه شرط، نتیجهٔ دیگری پیدا می‌کنه.
  • موضوعی آماده که می‌خواید آدم، رابطه یا محدودیتش رو عوض کنید.

لازم نیست پیش از نوشتن، تصمیم گرفته باشید داستانتون چه پیامی داره یا دقیقاً چند صفحه می‌شه. اول ببینید چه کسی در موقعیت شما کاری می‌خواد انجام بده و چه چیزی راهش رو سخت می‌کنه. بعد، با نوشتن و بازخوانی می‌تونید انتخاب‌ها رو دقیق‌تر کنید.

آموزش داستان‌نویسی مقدماتی وقتی به کار می‌آد که توضیح رو روی یه نوشته امتحان کنیم. مثلاً وقتی دربارهٔ خواستهٔ شخصیت می‌خونید، همون لحظه برای آدم داستان خودتون یه خواسته بنویسید. اگه هم در جمله و پاراگراف گیر دارید، یه تمرین پایه از آموزش نویسندگی رو جدا انجام بدید و بعد به داستان برگردید.

خوندن هم می‌تونه بخشی از همین تمرین باشه. از یه داستان کوتاه بپرسید اولین گرفتاری شخصیت کجا روشن شد و نویسنده چطور اون رو ادامه داد. قرار نیست ماجرا یا جمله‌ها رو با اسم‌های تازه تکرار کنیم؛ می‌خوایم یه انتخاب در متن رو بشناسیم و روی نمونهٔ خودمون امتحان کنیم.

فرق موضوع با ایدهٔ داستان چیه؟

«سفر» یه موضوعه. «تنهایی»، «دوستی» و «اعتماد» هم می‌تونن موضوع باشن. این واژه‌ها به ما می‌گن دربارهٔ چه چیزی فکر کنیم، اما هنوز معلوم نیست قراره چه اتفاقی بیفته.

حالا بنویسیم: «مسافری چند دقیقه پیش از حرکت قطار می‌فهمه چمدان اشتباهی رو برداشته.» به یه موقعیت نزدیک شده‌ایم. اگه اضافه کنیم ابزار کارش توی چمدان خودشه و صاحب چمدان دیگه از ایستگاه رفته، برای ادامه چند سؤال پیدا می‌کنیم: می‌خواد چی رو پس بگیره؟ چقدر وقت داره؟ اگه نتونه، چه چیزی به خطر می‌افته؟

برای ایدهٔ خودتون هم این سه پرسش رو امتحان کنید:

  1. شخصیت چی می‌خواد؟ یه کار قابل تصور بنویسید؛ مثلاً پس گرفتن چمدان، گرفتن جواب یا جلوگیری از بسته شدن مغازه.
  2. چه چیزی مانعشه؟ آدمی با خواستهٔ متفاوت، وقت محدود، اطلاعات ناقص یا حتی ترس خود شخصیت می‌تونه کار رو سخت کنه.
  3. اگر تلاش کنه، چه پیامدی ممکنه پیش بیاد؟ تماسش بی‌جواب می‌مونه، حرفی رو ناچار می‌شه بگه یا فرصتی رو از دست می‌ده؟

این پرسش‌ها راهی برای جلو بردن اولین تمرین‌ان. قرار نیست هر داستانی حتماً یه دشمن یا حادثهٔ بزرگ داشته باشه. گاهی کسی فقط می‌خواد حرفی بزنه که مدت‌ها عقب انداخته و همین کار براش سخته. در عناصر داستان می‌تونید رابطهٔ آدم‌ها، اتفاق‌ها، زمان، مکان و روایت رو بیشتر دنبال کنید.

نمونه‌های بعدی برای همین آموزش ساخته شده‌اند. ازشون به‌عنوان نقطهٔ شروع استفاده کنید؛ لازم نیست داستان شما هم به همین نتیجه برسه.

چهار راه برای پیدا کردن ایدهٔ داستان

۱. از تجربهٔ خودتون شروع کنید و یه چیز رو تغییر بدید

یه اتفاق کوچک رو انتخاب کنید که هنوز جزئیاتی ازش یادتونه: منتظر موندن پشت در، دیر رسیدن به یه قرار، شنیدن یه جواب غیرمنتظره یا پس گرفتن چیزی که قرض داده بودید. لازم نیست سراغ مهم‌ترین یا دردناک‌ترین خاطرهٔ زندگی برید.

اول در دو سه جمله، چیزی رو که واقعاً یادتونه ثبت کنید. بعد برای داستان، یه شرط رو تغییر بدید. فرض کنید نقطهٔ شروع ما «دوستی که کتاب قرض‌گرفته‌شده رو دیر پس می‌ده» باشه. اگه داستان بسازیم، می‌تونیم بپرسیم: صاحب کتاب چرا همین امروز اون رو لازم داره؟ اگه دوستش کتاب رو به نفر سومی داده باشه، چه کار می‌کنه؟

خروجی اولیه می‌تونه این باشه:

نوشین می‌خواهد پیش از سفر، کتابی را که از پدرش امانت گرفته پس بدهد، اما دوستی که کتاب را از او قرض کرده، آن را به کس دیگری داده است. نوشین برای پیدا کردن کتاب باید به پدرش بگوید چرا هنوز آن را برنگردانده.

از دیر پس دادن یه وسیله، به موقعیتی رسیدیم که در اون نوشین باید کاری انجام بده. رابطه با پدر هم به خواسته‌اش اهمیت داده. هنوز لازم نیست دربارهٔ تمام گذشتهٔ این رابطه تصمیم بگیریم؛ فعلاً می‌تونیم گفت‌وگوی او با دوستش رو تصور کنیم.

تکلیف این روش: یه اتفاق واقعی یا مشاهده‌شده رو در دو جمله ثبت کنید. زیرش بنویسید «اگه … فرق می‌کرد» و فقط یه چیز رو عوض کنید. بعد در دو تا سه جمله بگید چه کسی، برای چی و با چه مانعی روبه‌رو می‌شه.

اگه تجربه رو تغییر می‌دید، نتیجه رو داستان معرفی کنید. برای خاطرهٔ واقعی، نمی‌شه اتفاقی ساخت و بی‌توضیح به‌عنوان واقعیت تعریفش کرد. روایت اول‌شخص هم اجباری نیست؛ بسته به فاصله‌ای که می‌خواید، می‌تونید از شکل‌های مختلف زاویه دید در داستان استفاده کنید.

برای ادامه دادن همین خاطره یا مشاهده، شروع داستان‌نویسی در سه قدم می‌تونه کمک کنه از یه اتفاق اولیه، سؤال‌های بیشتری بیرون بکشید.

۲. از یه شخصیت و خواسته‌اش شروع کنید

گاهی هنوز اتفاقی ندارید، اما آدمی توی ذهنتون مونده. برای نوشتنش لازم نیست فقط اسم، سن، رنگ چشم و چند صفت آماده کنید. یه رفتار مشخص پیدا کنید و ببینید کجا براش دردسر می‌سازه.

مثلاً دربارهٔ ریحانه فقط نگیم «مهربان و خجالتی است». بنویسیم معمولاً پیش از اینکه درخواست دیگران رو کامل بشنوه، می‌گه «باشه». بعد موقعیتی بسازیم که این جواب براش هزینه داشته باشه: همکاری از او می‌خواد اسمش رو روی گزارشی بذاره که در نوشتنش نقشی نداشته.

حالا ریحانه چی می‌خواد؟ شاید دلش می‌خواد همکاری دوستانه‌شون ادامه پیدا کنه. مانع چیه؟ اگه قبول کنه، باید سهم کاری رو تأیید کنه که واقعی نیست؛ اگه مخالفت کنه، باید با واکنش همکارش روبه‌رو بشه. می‌تونیم از همین لحظه، یه گفت‌وگو بنویسیم.

خروجی نمونه:

ریحانه می‌خواهد برای نخستین بار درخواست همکارش را رد کند، اما همکار یادآوری می‌کند قبلاً در یک روز شلوغ جای او کار کرده است. ریحانه باید تصمیم بگیرد این لطف قبلی را چطور جبران کند، بدون اینکه مسئولیت کاری انجام‌نشده را بپذیرد.

این آدم برای شروع داستان به عجیب بودن یا دوست‌داشتنی بودن احتیاج نداره. باید بفهمیم چیزی رو می‌خواد و در راهش چه انتخابی می‌کنه. برای روشن کردن خواسته، ترس و تناقض رفتارش، سه پرسش کاراکترپردازی در داستان رو روی همین شخصیت امتحان کنید.

تکلیف این روش: یه رفتار برای شخصیت بنویسید، موقعیتی پیدا کنید که اون رفتار کار رو سخت کنه و در سه خط مشخص کنید شخصیت چی می‌خواد، چه چیزی مانعشه و اول چه راهی رو امتحان می‌کنه.

۳. بپرسید «چه می‌شد اگر…» و پیامدش رو دنبال کنید

این یکی از روش‌های داستان‌نویسی برای تولید و گسترش ایده‌ست؛ قانون اجباری نوشتن نیست. یه موقعیت معمولی بردارید و با عوض کردن یه شرط، ببینید چه مسئله‌ای پیدا می‌شه.

فرض کنید سارا می‌خواد دربارهٔ عقب افتادن یه کار مشترک، برای دوستی پیام بفرسته. حالا سه تغییر رو امتحان کنیم:

  • چه می‌شد اگه پیام شکایتش دربارهٔ نادر، به خود نادر می‌رسید؟
  • چه می‌شد اگه نادر پیام رو می‌دید، اما تا جلسهٔ عصر هیچ جوابی نمی‌داد؟
  • چه می‌شد اگه سارا برای جمع کردن اشتباهش، قول می‌داد تمام کار باقی‌مونده رو تنها انجام بده؟

تغییر سوم، فقط یه غافلگیری تازه نیست. می‌تونه از تلاش سارا برای فرار از یه گفت‌وگوی سخت به وجود بیاد. حالا باید ببینیم با اون قول چه اتفاقی می‌افته: وقت کافی نداره، به کمک نادر نیاز پیدا می‌کنه و ناچار می‌شه دوباره دربارهٔ همون پیام حرف بزنه.

خروجی اولیه:

سارا پیام شکایت از نادر را اشتباهی برای خود او می‌فرستد. برای اینکه پیش از تحویل گزارش اختلاف را جمع کند، قول می‌دهد بخش باقی‌مانده را تنها بنویسد؛ اما همین قول، کار را بیشتر عقب می‌اندازد و او را دوباره به کمک نادر وابسته می‌کند.

در این نسخه، اتفاق دوم از واکنش سارا به اتفاق اول درمی‌آد. اگه مدام راز و حادثهٔ تازه اضافه کنیم، بدون اینکه به انتخاب‌های قبلی ربط داشته باشن، ممکنه فقط تعداد ماجراها رو زیاد کرده باشیم. برای بررسی این رابطه، پیرنگ داستان کمک می‌کنه ببینید چرا هر اتفاق به بعدی وصل شده.

«چه می‌شد اگر» می‌تونه ما رو به موقعیت‌های واقع‌گرا یا خیال‌انگیز برسونه. اگه شرطی مثل ناپدید شدن حافظهٔ آدم‌ها رو انتخاب کردید، در نوشتن داستان تخیلی می‌تونید روی پیامدها و قواعد همون جهان بیشتر کار کنید. عجیب بودن فرض اولیه، به‌تنهایی جای رفتار باورپذیر آدم‌ها رو نمی‌گیره.

تکلیف این روش: برای یه موقعیت، سه «چه می‌شد اگر» بنویسید. یکی رو انتخاب کنید و زیرش دو پیامد بنویسید که از عمل شخصیت به وجود میان. فعلاً لازم نیست هر سه احتمال رو وارد یه داستان کنید.

۴. یه موضوع آماده رو برای داستان خودتون تغییر بدید

موضوع آماده می‌تونه راه شروع باشه، مخصوصاً وقتی صفحهٔ خالی باعث می‌شه هیچ انتخابی نکنید. اما همون جمله، هنوز داستان شما نیست. باید ببینید با چه آدم و رابطه‌ای می‌خواید اون رو ادامه بدید.

مثلاً موضوع اولیه اینه: «کسی می‌خواد وسیله‌ای رو پس بگیره، اما صاحب فعلی نمی‌خواد اون رو بده.» می‌تونیم از سه جهت تغییرش بدیم:

  • مکان: وسیله در انباری ساختمانیه که فردا تخلیه می‌شه.
  • رابطه: دو نفری که دربارهٔ وسیله اختلاف دارن، خواهر و برادرن.
  • محدودیت: یکی از اون‌ها فقط تا عصر در شهر می‌مونه و بعد باید برگرده.

این‌ها سه امکان برای گسترش موضوع‌ان؛ لازم نیست همه رو هم‌زمان انتخاب کنیم. فعلاً رابطهٔ خواهر و برادر و وقت محدود رو نگه داریم:

خواهری برای بردن چرخ خیاطی مادرشان آمده، اما برادرش می‌گوید هنوز آن را لازم دارد. تا حرکت اتوبوس چند ساعت مانده و خواهر باید بفهمد مخالفت او به خود چرخ مربوط است یا به چیزی که حاضر نیست درباره‌اش حرف بزند.

اینجا می‌تونیم یه خواستهٔ مشخص و یه گفت‌وگو رو تصور کنیم. لازم نیست قبل از نوشتن بدونیم حقیقت پنهان چیه؛ می‌شه دو احتمال یادداشت کرد و موقع نوشتن دید کدوم با رفتار آدم‌ها جور درمی‌آد.

تکلیف این روش: یه موضوع انتخاب کنید، فقط یکی از این سه چیز رو تغییر بدید: مکان، رابطه یا محدودیت زمانی. بعد در دو جمله بنویسید شخصیت برای رسیدن به خواسته‌اش چه کاری باید انجام بده.

از بین موضوع‌های داستان‌نویسی هم می‌تونید با همین روش انتخاب کنید. لازم نیست تعداد زیادی موضوع جمع کنید؛ یکی رو بردارید و ببینید چه چیزی می‌تونید بهش اضافه کنید که قابل ادامه دادن بشه.

از بین ایده‌ها کدوم رو ادامه بدیم؟

ممکنه بعد از این تمرین‌ها چند ایده داشته باشید. برای انتخاب ایدهٔ داستان، فقط دنبال عجیب‌ترینش نگردید. ببینید دربارهٔ کدوم می‌تونید با جزئیات بیشتری تصمیم بگیرید. این چهار معیار رو امتحان کنید:

  1. خواسته: می‌تونید در یه جمله بگید شخصیت چه کاری می‌خواد انجام بده؟
  2. مانع: می‌فهمید چرا همون کار به‌راحتی انجام نمی‌شه؟
  3. پیامد: تلاش اول شخصیت، موقعیت رو تغییر می‌ده یا فقط به نقطهٔ اول برمی‌گرده؟
  4. امکان نوشتن صحنه: می‌تونید یه لحظه، کار یا گفت‌وگوی مشخص رو تصور کنید؟

برای نمونه، «یه نفر پیام اشتباهی می‌فرسته و اتفاق‌های بدی می‌افته» هنوز کلیه. اما در ایدهٔ سارا می‌تونیم بگیم برای جلوگیری از اختلاف، قولی می‌ده که انجامش از توانش خارجه. حالا هم دلیل رفتارش رو داریم، هم چیزی که کار رو سخت‌تر می‌کنه و هم گفت‌وگویی که می‌شه نوشت.

این معیارها برای انتخاب پروژهٔ همین تمرین‌ان. ممکنه ایده‌ای به تحقیق یا زمان بیشتری نیاز داشته باشه. اون رو در دفتر یا فایل جدا نگه دارید و برای امروز، ایده‌ای رو بردارید که بتونید یه بخشش رو بنویسید. کنار هر یادداشت هم سؤالِ بی‌جوابش رو ثبت کنید؛ مثلاً «سارا دقیقاً چه چیزی دربارهٔ سهم خودش در عقب افتادن کار نگفته؟»

ایدهٔ انتخاب‌شده رو به خلاصهٔ سه‌جمله‌ای برسونیم

برای نمونهٔ پیام اشتباه، یه مسیر موقت با پایان احتمالی بنویسیم:

سارا صبح روز تحویل گزارش، پیام شکایت از نادر را اشتباهی برای خود او می‌فرستد. برای فرار از گفت‌وگو، قول می‌دهد گزارش را تنها تمام کند، اما وقتی کار پیش نمی‌رود باید بپذیرد خودش هم بخشی از اطلاعات لازم را دیر رسانده است. در پایان، از نادر کمک می‌خواهد و می‌پذیرد سهم هر دو در تأخیر را در جلسه روشن بگوید؛ گزارش را با هم جمع می‌کنند، اما نادر می‌خواهد پیش از کار بعدی دربارهٔ شیوهٔ همکاری‌شان حرف بزنند.

جملهٔ اول، موقعیت رو می‌سازه. جملهٔ دوم، تلاش و پیامدش رو جلو می‌بره. جملهٔ سوم هم یه پایان احتمالی می‌ده که از تصمیم شخصیت درمی‌آد. این خلاصه، حکم نهایی داستان نیست؛ اگه موقع نوشتن انتخاب دقیق‌تری پیدا کردید، تغییرش بدید.

برای نوشتهٔ خودتون از این قالب کمک بگیرید:

  • جملهٔ اول: کسی می‌خواد …، اما … .
  • جملهٔ دوم: برای حل مسئله … رو امتحان می‌کنه و در نتیجه … .
  • جملهٔ سوم: وقتی با … روبه‌رو می‌شه، تصمیم می‌گیره … و آخرش … .

اگه هر سه جمله فقط اتفاق‌های بی‌ارتباطن، بینشون بپرسید «این یکی به خاطر کدوم عمل قبلی پیش اومد؟». اگه هم همه‌چیز در جملهٔ اول حل شده، شاید هنوز نیازی به ماجراهای بیشتر ندارید؛ می‌تونید همون موقعیت کوتاه رو دقیق‌تر بنویسید.

بعد از ایده، اولین صحنه رو بنویسید

حالا از خلاصه فاصله بگیریم و یه لحظه رو امتحان کنیم. لازم نیست از همهٔ ماجرا خبر بدیم؛ فعلاً سارا رو درست بعد از فرستادن پیام ببینیم:

سارا اسم بالای صفحه را دوباره خواند. نادر. پیام را هنوز می‌دید، با همان جملهٔ آخر: «باز باید کارش رو من جمع کنم.»

از آن طرف میز، صدای کنار رفتن صندلی آمد. نادر گوشی‌اش را روی میز گذاشت. «کدوم بخش رو می‌گی؟»

سارا پوشهٔ گزارش را باز کرد. «بذار اول اینو تموم کنیم.»

نادر نشست، اما لپ‌تاپش را جلو نکشید. «منم دارم دربارهٔ همون حرف می‌زنم.»

حالا یه گفت‌وگو داریم که دو نفر ازش چیز متفاوتی می‌خوان. سارا می‌خواد بحث رو عقب بندازه؛ نادر می‌خواد معلوم بشه منظور پیام چی بوده. ادامه می‌تونه از جواب بعدی سارا ساخته بشه. برای نزدیک شدن به حرکت‌ها و حرف‌های همین لحظه، صحنه‌نویسی در داستان رو روی این شروع امتحان کنید.

از اینجا، مراحل داستان‌نویسی مسیر طرح، انتخاب راوی، پیش‌نویس و بازنویسی رو کامل‌تر می‌کنه. فعلاً خروجی این تمرین رو محدود نگه دارید: یه ایدهٔ انتخاب‌شده، خلاصهٔ سه‌جمله‌ای و چند خط از اولین صحنه. پیش از بستن فایل هم بنویسید دفعهٔ بعد، شخصیت باید به کدوم سؤال جواب بده.

منابع نگارش این مقاله

  1. استفاده از تجربه‌های زندگی در داستاندانشگاه آزاد بریتانیا · OpenLearnWriting what you know: 1.1 Using life experiences in your fiction
  2. ساختن ایده از شخصیت و مسئلهٔ اودانشگاه آزاد بریتانیا · OpenLearnStart writing fiction: 1.1 Creating characters
  3. گسترش ایده با پرسش «چه می‌شد اگر»درک نیل، نویسندهٔ دوره · دانشگاه آزاد بریتانیا، OpenLearnStart writing fiction: 4.2.2 What if?
  4. یادداشت‌برداری و انتخاب ایده برای داستاندرک نیل، نویسندهٔ دوره · دانشگاه آزاد بریتانیا، OpenLearnStart writing fiction: 4.1.3 The notebook habit

گفت‌وگو درباره‌ی این نوشته

ارسال دیدگاه

Your email address will not be published. Required fields are marked *

بازگشت به نوشته‌ها

نویسندگی خلاق · پادکست

برای شنیدن

چطور اتفاقات غیرمنتظره بزرگ‌ترین داستان‌های شما رو می‌سازن؟

در میان کلمه‌ها

چه می‌خواهید بخوانید؟

یا از یک موضوع شروع کنید

نصب وبلاگ حسام معینی

با اضافه کردن وبلاگ به دستگاه‌تون، برای خواندن مقاله‌ها راحت‌تر برمی‌گردید.