حسام معینینویسندگی خلاق

·

ناتورالیسم در ادبیات؛ تفاوت با رئالیسم

ناتورالیسم در ادبیات؛ تفاوت با رئالیسم
در این نوشتهفهرست مطالب

ناتورالیسم در ادبیات به جریانی گفته می‌شه که رفتار و سرنوشت آدم‌ها رو در پیوند با نیروهایی مثل محیط، وراثت، نیازهای جسمی و شرایط اجتماعی بررسی می‌کنه. شخصیت تصمیم می‌گیره و خواسته‌هایی داره، اما میدان انتخابش نامحدود نیست. بدن، خانواده، کار و جایگاه اجتماعی از قبل در زندگی او حضور دارن و بر امکان‌های پیش روش اثر می‌ذارن.

با این حال، ناتورالیسم فقط اسم تخصصیِ داستان‌های تلخ نیست. فقر، خشونت یا پایان ناامیدکننده به‌تنهایی یه اثر رو ناتورالیستی نمی‌کنن. سؤال مهم‌تر اینه که روایت، رابطهٔ آدم با شرایط زندگی‌اش رو چطور توضیح می‌ده و چه اندازه برای نیروهای خارج از اختیار او وزن قائل می‌شه.

برای فهم ناتورالیسم به زبان ساده، باید از همین رابطه شروع کنیم. این مکتب ما رو وادار می‌کنه وقتی دربارهٔ شکست یا موفقیت یه شخصیت حرف می‌زنیم، فقط به فضیلت و ضعف اخلاقی او نگاه نکنیم. گاهی آنچه تصمیم شخصی به نظر می‌رسه، درون محدودیت‌هایی شکل گرفته که خود شخصیت انتخابشون نکرده.

ناتورالیسم چه نسبتی با علم داشت؟

ناتورالیسم ادبی در نیمهٔ دوم قرن نوزدهم با اعتبار رو به افزایشِ توضیح علمی و توجه به علت‌های مادی زندگی پیوند پیدا کرد. امیل زولا یکی از چهره‌های اصلی این جریان بود. او در نوشتهٔ «رمان تجربی» می‌خواست برای رمان‌نویسی نسبتی با مشاهده و آزمایش تعریف کنه.

در تصور زولا، نویسنده فقط منظره‌ای از زندگی رو ثبت نمی‌کنه. شخصیت‌هایی رو در شرایط مشخص قرار می‌ده و پیامد برخورد ویژگی‌های اون‌ها با محیط رو دنبال می‌کنه. الگویی که او از روش تجربی می‌گرفت، به رمان اجازه می‌داد دربارهٔ علت رفتار انسان پرسش کنه؛ رفتاری که صرفاً با گفتنِ خوب یا بد بودنِ فرد توضیح داده نمی‌شه.

اما باید فاصلهٔ این آرمان تاریخی با علم امروز رو روشن نگه داریم. رمان، آزمایشگاه کنترل‌شده نیست. نویسنده هم شرایط رو انتخاب می‌کنه، هم نتیجه رو می‌نویسه و هم اطلاعات در دسترس خواننده رو تنظیم می‌کنه. بنابراین سرنوشت یه شخصیت داستانی، شاهد تجربی برای اثبات یه نظریهٔ زیستی یا اجتماعی محسوب نمی‌شه.

اهمیت این نگاه برای تاریخ ادبیات، در تغییر نوع پرسش‌هاست. زولا می‌خواست رفتار آدم رو در رابطه با علت‌ها بفهمه. لازم نیست تمام ادعاهای علمیِ زمان او رو بپذیریم تا متوجه بشیم این خواسته چه اثری بر شکل دادن به شخصیت و محیط داشته.

محیط در این داستان‌ها فقط پس‌زمینه نیست

در بسیاری از روایت‌ها، می‌تونیم مکان رو عوض کنیم و بخش بزرگی از ماجرا همچنان پابرجا بمونه. در یه خوانش ناتورالیستی، محیط معمولاً این‌قدر قابل تعویض نیست. نوع کار، کیفیت خانه، دسترسی به غذا، مناسبات قدرت و حتی سرمای هوا می‌تونن در مسیر رخدادها دخالت کنن.

محیط هم فقط طبیعت بیرون از شهر نیست. کارخانه، معدن، محله و ساختار اقتصادی به‌اندازهٔ آب‌وهوا اهمیت پیدا می‌کنن. اگه شخصیتی برای زنده موندن ناچار به پذیرفتن کار خطرناک باشه، تصمیمش رو نمی‌شه جدا از نیاز و امکان‌های موجود سنجید. روایت می‌تونه نشون بده اختیار در عمل چه هزینه‌ای داره.

این‌جا شخصیت پردازی در داستان با توضیح زمینهٔ زندگی پیوند می‌خوره. ترس، خشم یا میل شخصیت ویژگی‌هایی شناور نیستن که از هیچ به وجود اومده باشن. متن رابطهٔ اون‌ها رو با بدن و موقعیت اجتماعی قابل مشاهده می‌کنه. البته قابل توضیح شدنِ رفتار، لزوماً به معنی موجه بودنِ اخلاقیِ اون نیست؛ فهمیدن علت یه عمل با تأیید کردنش فرق داره.

وراثت و جبر؛ دو اصطلاحی که باید دقیق بفهمیم

وراثت در بسیاری از نظریه‌های ناتورالیستی به ویژگی‌ها و زمینه‌هایی اشاره داره که از نسل‌های پیش به فرد می‌رسن. تصور نویسندگان قرن نوزدهم از این موضوع با دانش امروز یکسان نبود. برای همین، بهتره دربارهٔ «باور تاریخیِ نویسنده به نقش وراثت» حرف بزنیم، نه اینکه نتیجه‌های داستان رو قانون قطعی دربارهٔ انسان معرفی کنیم.

جبر هم در این بحث یعنی رفتار و رخدادها زیر تأثیر علت‌هایی قرار دارن که ارادهٔ فرد به‌تنهایی نمی‌تونه اون‌ها رو کنار بزنه. اما میان تأثیرپذیری و از پیش تعیین شدنِ کامل، فاصله وجود داره. همهٔ آثار ناتورالیستی هم در یه نقطه از این فاصله نمی‌ایستن.

شخصیت ممکنه مقاومت کنه، تصمیم بگیره یا علیه وضع موجود دست به عمل بزنه. پرسش اینه که روایت چه توان و محدودیتی برای این عمل قائل می‌شه. اگه ناتورالیسم رو این‌طور خلاصه کنیم که «هیچ‌کس هیچ اختیاری ندارد»، تفاوت میان آثار و کشمکش واقعیِ شخصیت‌ها رو از دست می‌دیم.

در واقع، بخشی از تنش این ادبیات از فاصلهٔ خواستن و توانستن میاد. فرد ممکنه آینده‌ای دیگر بخواد، اما خواستن به‌تنهایی ابزار رسیدن به اون رو فراهم نمی‌کنه. همین فاصله می‌تونه همدلی خواننده رو از قضاوت سریع دربارهٔ شخصیت به توجه به شرایط زندگی او منتقل کنه.

تفاوت ناتورالیسم و رئالیسم

رئالیسم در داستان نویسی معمولاً با توجه به زندگی روزمره، مناسبات اجتماعی و شخصیت‌های باورپذیر شناخته می‌شه. ناتورالیسم با این زمینه اشتراک داره، اما در بسیاری از نمونه‌ها بر نیروهای مادی، جسمانی و اجتماعی و نقش اون‌ها در محدود کردن فرد تأکید بیشتری می‌ذاره.

این تفاوت رو نباید به فرمول «رئالیسم ملایم است، ناتورالیسم خشن» تبدیل کنیم. یه رمان واقع‌گرا ممکنه بسیار تلخ باشه و یه اثر ناتورالیستی هم لحظه‌های محبت، همبستگی یا امید داشته باشه. مقدار رنج، معیار کافی برای جدا کردن این دو نیست.

رابطهٔ این جریان‌ها هم مرز کاملاً صاف و بدون هم‌پوشانی نداره. گاهی دربارهٔ یه اثر می‌شه هم از واقع‌گرایی اجتماعی صحبت کرد و هم از گرایش ناتورالیستی. تفاوت اصلی در اینه که کدام منطق توضیحی برجسته‌تر می‌شه: روایت چه رابطه‌ای میان سرنوشت فرد و نیروهای محیط و بدن برقرار می‌کنه؟

پس عنوان مکتب قرار نیست جای خواندن اثر رو بگیره. اگه از قبل تصمیم بگیریم هر صحنه‌ای باید شاهد جبر باشه، ممکنه نشانه‌های مقاومت یا پیچیدگیِ روابط رو نبینیم. اصطلاح زمانی مفیده که نگاه ما رو دقیق‌تر کنه، نه وقتی که نتیجهٔ تحلیل رو پیشاپیش تعیین کرده باشه.

«ژرمینال»؛ بدن و صنعت در یک صحنه

برای دیدن رابطهٔ محیط و شخصیت، شروع «ژرمینال» امیل زولا نمونهٔ روشنیه. اتین در شبی سرد، گرسنه و بی‌کار، به محدودهٔ معدن می‌رسه. روایت، وضعیت او رو صرفاً با یه برچسب مثل «مردی فقیر» اعلام نمی‌کنه. سرما، لباس نامناسب، دست‌های بی‌حس و نیاز به گرما در تجربهٔ او حضور دارن.

این جزئیات فقط برای واقعی‌تر شدن تصویر نیستن. بدنِ اتین از همون آغاز نشون می‌ده که او با چه محدودیت فوری‌ای روبه‌روست. پیش از اینکه دربارهٔ آینده تصمیم بزرگی بگیره، باید جایی برای کار و امکانی برای زنده موندن پیدا کنه. احتیاج، ترتیب اولویت‌ها رو تعیین می‌کنه.

در همین آغاز، دستگاه‌ها و فضای معدن حضوری سنگین و تقریباً جاندار پیدا می‌کنن. این شیوهٔ توصیف نشون می‌ده ناتورالیسم الزاماً نثری بی‌تصویر و شبیه گزارش آماری نیست. استعاره هم می‌تونه به کار بیاد؛ مثلاً وقتی صنعت به شکلی تصویر می‌شه که نیروی بزرگ‌تر از فرد رو به حس خواننده منتقل می‌کنه.

در خوانش این بخش، می‌شه گفت بدنِ آسیب‌پذیرِ تازه‌وارد در برابر سازوکاری عظیم قرار می‌گیره. این برداشت از کنار هم قرار گرفتن جزئیات جسمی و صنعتی به دست میاد. لازم نیست برای فهمش بگیم تمام آدم‌های رمان از پیش محکوم به شکست‌ان. صحنه، پیش از هر حکم کلی، نامتوازن بودن رابطهٔ فرد و محیط رو محسوس می‌کنه.

آیا ناتورالیسم، انسان رو تحقیر می‌کنه؟

توجه به گرسنگی، میل جسمی، بیماری یا رفتارهای خشن ممکنه این تصور رو بسازه که نویسنده آدم‌ها رو به موجوداتی بی‌ارزش تقلیل داده. این انتقاد در بعضی خوانش‌ها قابل طرحه، اما نمی‌شه اون رو حکم ثابت دربارهٔ همهٔ این ادبیات دونست.

نشون دادن بدن و نیاز می‌تونه برعکس، نقدِ تصویری باشه که انسان رو از شرایط مادی جدا می‌کنه. وقتی روایت نشان می‌ده فرسودگی با ساعت‌های کار و کیفیت زندگی پیوند داره، شکست فرد دیگه فقط به کمبود اراده نسبت داده نمی‌شه. توجه به علت‌ها ممکنه زمینهٔ نقد اجتماعی رو فراهم کنه.

با این حال، توضیح اجتماعی هم نباید شخصیت رو به نمونه‌ای کاملاً قابل پیش‌بینی تبدیل کنه. یه پرسش معتبر دربارهٔ هر اثر اینه که آیا آدم‌ها در اون پیچیدگی و صدای مستقل دارن، یا فقط برای اثبات یه دیدگاه ساخته شده‌ان. عنوان «ناتورالیستی» به‌خودی‌خود پاسخ این پرسش یا تضمین ارزش ادبی نیست.

ناتورالیسم در ادبیات فارسی

در بحث ناتورالیسم در ادبیات فارسی، نام صادق چوبک زیاد مطرح می‌شه. مدخل او در دانشنامهٔ ایرانیکا میان گرایش ناتورالیستیِ شماری از داستان‌های کوتاه اولیه‌اش و وجه قهرمانانهٔ «تنگسیر» تفاوت می‌ذاره. همین تمایز یادآوری می‌کنه که یه نویسنده رو نباید با تمام آثارش در یه تعریف ثابت محبوس کنیم.

حضور فقر، فرودستان و جزئیات جسمانی می‌تونه زمینهٔ چنین خوانشی باشه، اما صرف دیدن این موضوع‌ها کافی نیست. باید دید داستان چه رابطه‌ای میان نیاز، محیط و کنش شخصیت برقرار می‌کنه. هر نوشته‌ای که از زندگی دشوار حرف می‌زنه، الزاماً همون تصور زولا از رمان رو دنبال نمی‌کنه.

ناتورالیسم در نهایت یه پرسش ماندگار پیش روی خواننده می‌ذاره: وقتی دربارهٔ آدم‌ها داوری می‌کنیم، چه چیزهایی از شرایط زندگی‌شون رو نادیده می‌گیریم؟ ارزش این پرسش در حذف مسئولیت فرد نیست. کمک می‌کنه مسئولیت، امکان انتخاب و فشار محیط رو با هم ببینیم؛ رابطه‌ای که از یه برچسب اخلاقی یا یه پایان تلخ پیچیده‌تره.

منابع نگارش این مقاله

  1. دیدگاه زولا دربارهٔ رمان تجربیامیل زولا؛ ترجمهٔ بل ام. شرمن · Marxists Internet Archive؛ متن ترجمهٔ ۱۸۹۳The Experimental Novel
  2. متن ژرمینال؛ آغاز بخش اولامیل زولا · Project GutenbergGerminal
  3. ناتورالیسم در دانشنامهٔ رماندانا ام. کمپبل · Wiley-Blackwell؛ نسخهٔ آموزشی مقالهNaturalism — The Encyclopedia of the Novel
  4. صادق چوبک؛ آثار و شیوه‌های روایتمحمدرضا قانون‌پرور · Encyclopaedia IranicaCHUBAK, Sadeq

گفت‌وگو درباره‌ی این نوشته

ارسال دیدگاه

Your email address will not be published. Required fields are marked *

بازگشت به نوشته‌ها

نویسندگی خلاق · پادکست

برای شنیدن

چطور اتفاقات غیرمنتظره بزرگ‌ترین داستان‌های شما رو می‌سازن؟

در میان کلمه‌ها

چه می‌خواهید بخوانید؟

یا از یک موضوع شروع کنید

نصب وبلاگ حسام معینی

با اضافه کردن وبلاگ به دستگاه‌تون، برای خواندن مقاله‌ها راحت‌تر برمی‌گردید.