برای ساخت کتاب داستان برای کودکان، لازم نیست اول یک قصهٔ بینقص بنویسیم و بعد از کودک بخوایم براش نقاشی بکشه. میتونیم از یک شخصیت، یک خواسته و یک مشکل کوچک شروع کنیم و بذاریم خود کودک تصمیم بگیره چه اتفاقی بیفته. کتاب آخر کار شاید کجوکوله باشه، اما واقعاً مال اونه.
در این پروژه، مراحل ساخت کتاب داستان رو با یک نمونه جلو میبریم. یک الگوی هشتصفحهای قابل چاپ هم دارید تا ساخت کتاب داستان دست ساز راحتتر بشه. اگر کودک هنوز نمینویسه، میتونه قصه رو تعریف کنه و شما همون حرفها رو ثبت کنید؛ یک کتاب داستان کودک با نقاشی، لزوماً به جملههای بلند احتیاج نداره.
قبل از شروع، سهم کودک و بزرگسال رو روشن کنیم
کودک میتونه شخصیت رو انتخاب کنه، برای مشکل راهحل بسازه، نقاشی بکشه و بگه کدوم جمله کنار کدوم تصویر قرار بگیره. کار شما آماده کردن وسایل، پرسیدن سؤالهای روشن و کمک به خوانا شدن یا کنار هم قرار گرفتن صفحههاست.
اگر بزرگسال همهٔ تصمیمها رو بگیره، نتیجه شاید مرتبتر بشه، اما تمرین داستانسازی از دست میره. بهجای «نه، آخرش باید این بشه»، میتونید بپرسید: «اگه این اتفاق بیفته، شخصیتت بعدش چی کار میکنه؟»
در آموزش داستاننویسی به کودکان، توان و علاقهٔ خود کودک از کامل بودن محصول مهمتره. این پروژه رو میشه در چند نوبت کوتاه انجام داد. لازم نیست انتخاب ایده، نوشتن و نقاشی همگی در یک نشست تمام بشن.
وسایل و الگوی قابل چاپ
چند برگ کاغذ، مداد و رنگ برای شروع کافیه. برای اتصال صفحهها میتونید از پوشهٔ کوچک، گیره یا دو سوراخ و نخ استفاده کنید. کار با قیچی، سوراخکن یا منگنه رو متناسب با توان کودک، بزرگسال انجام بده.
دانلود الگوی ۸ صفحهای کتاب داستان کودک — PDF
فایل شامل هشت صفحهٔ جداگانهست: جلد، شش صفحه برای قصه و یک صفحه برای معرفی سازندهٔ کتاب. هر صفحه جای نقاشی و چند خط نوشتن داره. میتونید هر صفحه رو روی یک برگ چاپ کنید یا در تنظیمات چاپ، دو صفحه در هر برگ بذارید و بعد برش بدید. شمارهها رو دنبال کنید و برگها رو از سمت راست به هم وصل کنید. این فایل، الگوی تا کردن یک برگ به کتابچه نیست.
اگر چاپگر ندارید، همین هشت بخش رو روی کاغذهای معمولی بنویسید. اندازهٔ یکسان صفحهها برای کنار هم قرار گرفتنشون کافیه.
یک سؤال کوچک، موتور قصه رو روشن میکنه
از کودک بپرسید: «شخصیتت چی میخواد که الان نداره؟» جواب میتونه ساده باشه: گنجشکی میخواد یک برگ بزرگ رو به لونه برسونه، جورابی دنبال جفتش میگرده یا کودکی میخواد برای مهمونش جا درست کنه.
اگر جواب خیلی کلی بود، به یک عمل مشخص نزدیکش کنید. «میخواد خوشحال باشه» هنوز تصویر روشنی نمیسازه. «میخواد بادبادکش رو از شاخه پایین بیاره» قابل دیدنه و میتونیم براش اتفاق طراحی کنیم.
برای انتخاب موضوع داستان، لازم نیست عجیبترین ایدهٔ دنیا رو پیدا کنیم. یک مسئلهٔ کوچک که کودک دوست داره دربارهش حرف بزنه، معمولاً نقطهٔ شروع بهتری از سوژهایه که فقط بزرگسال رو هیجانزده میکنه.
نمونهٔ کامل: برگ بزرگ گنجشک
قصهٔ زیر یک نمونهٔ تألیفی برای نشان دادن تقسیم صفحههاست. لازم نیست کودک از روی اون بنویسه یا همون پایان رو انتخاب کنه.
صفحهٔ ۱: جلد
عنوان میتونه «برگ بزرگ گنجشک» باشه. یک نقاشی از گنجشک و برگی بزرگتر از خودش، برای معرفی مسئله کافیه. نام کودک رو هم بهعنوان سازندهٔ کتاب بنویسید؛ اگر شما نویسندگی یا نقاشی کردهاید، سهم خودتون رو جدا و روشن ثبت کنید.
صفحهٔ ۲: شخصیت چیزی میخواهد
گنجشک یک برگ پهن پیدا کرد. لانهاش زیر باران خیس شده بود و میخواست برگ را روی آن بگذارد. نوک برگ را گرفت و بال زد، اما برگ روی زمین ماند.
برای تصویر، کودک میتونه تفاوت اندازهٔ گنجشک و برگ رو نشان بده. لازم نیست جملههای متن رو دوباره داخل نقاشی توضیح بدیم.
صفحهٔ ۳: اولین تلاش
گنجشک برگ را تا پای درخت کشید. حلزون از راه رسید و گفت: «میخوای هلش بدم؟» گنجشک گفت: «باید ببریمش بالا.» حلزون سرش را بلند کرد. شاخه خیلی دور بود.
اینجا یک سؤال خوب برای همراهی اینه: «حلزون چه کمکی از دستش برمیاد؟» هنوز لازم نیست جواب آماده بدید.
صفحهٔ ۴: راه اول کافی نیست
آنها برگ را تا ریشهٔ بیرونزدهٔ درخت بردند. گنجشک دوباره بال زد. برگ بالا آمد، چرخید و روی سر حلزون افتاد. از زیر آن صدایی آمد: «من هنوز اینجام!» گنجشک برگ را کنار زد.
این تلاش بینتیجه، داستان رو یک قدم جلو میبره. حالا شخصیتها میفهمن فقط کشیدن و هل دادن کافی نیست.
صفحهٔ ۵: فکر تازه
حلزون گفت: «لازمه همهش بره بالا؟» گنجشک به لانه نگاه کرد. سوراخ سقف از برگ کوچکتر بود. لبهٔ برگ را گرفت و تکهای از آن جدا کرد. این بار، وقتی بال زد، تکهٔ برگ هم بالا رفت.
راهحل از چیزی میاد که در خود مسئله وجود داشته: اندازهٔ برگ. قرار نیست یک ابزار جادوییِ بیمقدمه از راه برسه و همهچیز رو حل کنه.
صفحهٔ ۶: نتیجهٔ تلاش
گنجشک برگ کوچک را روی سوراخ گذاشت. اولین قطرهٔ باران روی آن نشست و به لبهٔ لانه لغزید. گنجشک سرش را بیرون آورد و گفت: «جواب داد!»
برای پایان دادن به مشکل، یک نشانهٔ دیدنی داریم: قطره وارد لانه نمیشه.
صفحهٔ ۷: یک پایان کوچک
پایین درخت، حلزون زیر باقیماندهٔ برگ نشسته بود. گنجشک پرسید: «تو هم سقف میخواستی؟» حلزون گفت: «الان که بارون گرفته، چرا که نه؟» گنجشک خندید و روی لبهٔ لانه نشست.
لازم نیست بعد از این صحنه بنویسیم «پس نتیجه میگیریم که همکاری خوب است». قصه میتونه با تصویری از حاصل کار تمام بشه و جا برای برداشت کودک بذاره.
صفحهٔ ۸: سازندهٔ کتاب
کودک میتونه نامش، تاریخ ساخت کتاب و جواب یک سؤال رو ثبت کنه: «کدوم صفحه رو بیشتر دوست دارم و چرا؟» اگر دوست داشت، یک تصویر کوچک از خودش یا شخصیت محبوبش هم اضافه کنه.
اگر کودک هنوز نمینویسه، دقیقاً چه کار کنیم؟
اول اجازه بدید تصویر رو بکشه و دربارهش حرف بزنه. بعد بپرسید کدوم جمله رو دوست داره زیر نقاشی بنویسید. جمله رو براش بخونید تا مطمئن بشه همون چیزیه که میخواسته بگه.
لازم نیست حرف کودک رو به نثر رسمی بزرگسالانه تبدیل کنید. اگر گفت «پرندهم خیلی زور زد، ولی برگ تکون نخورد»، همین جمله میتونه در کتابش بمونه. اینجا هدف، ثبت صدای خودشه. در نمونهٔ آموزشی ما روایت با زبان معیار نوشته شده، اما کتاب کودک قرار نیست نسخهٔ تقلیدی متن بزرگسال باشه.
برای یک کودک نویسا هم میتونید بهجای اصلاح هر غلط در لحظه، اول به کامل شدن قصه کمک کنید. بعد اگر خودش خواست، یک دور برای خوانایی و درستنویسی همراهش برید.
تصویر و متن لازم نیست یک کار رو تکرار کنن
در یک داستان کودکانه، تصویر میتونه چیزی رو نشان بده که متن اسمش رو نمیاره. مثلاً متن از تلاش گنجشک بگه و تصویر، حلزون رو نشان بده که زیر برگ سرک میکشه. این تفاوت کوچک، به کودک انگیزه میده صفحه رو هم بخونه و هم نگاه کنه.
اگر صفحه شلوغ شده، لزوماً نقاشی رو کوچک نکنید. شاید یک جمله باید به صفحهٔ بعد بره. میتونید قبل از نسخهٔ نهایی، صفحهها رو روی زمین بچینید و ترتیبشون رو با هم امتحان کنید.
آخر کار، کتاب رو برای یک نفر بخونید
از کودک بخواید کتابش رو ورق بزنه و تعریف کنه. اگر شنونده جایی گیج شد، سؤالش رو یادداشت کنید. بهجای تغییر فوری، از سازندهٔ کتاب بپرسید: «دوست داری اینجا چیزی اضافه کنی که معلوم بشه چه اتفاقی افتاده؟»
نکتهٔ تمرین: برای پایان پروژه، لازم نیست همهٔ ایرادها برطرف شده باشن. کافیه صفحهها ترتیب قابل فهمی داشته باشن، خواستهٔ شخصیت معلوم باشه و کودک بتونه قصهٔ خودش رو از اول تا آخر تعریف کنه.
کتاب رو تاریخ بزنید و نگه دارید. دفعهٔ بعد از یک مسئلهٔ تازه شروع کنید. ارزش این کار فقط در کتابچهٔ آماده نیست؛ در تصمیمهاییه که کودک برای ساختن قصه گرفته.
منابع نگارش این مقاله
- طراحی کتابچهٔ هشتصفحهایStapleless Book
- از نقاشی به داستانDraw a Story: Stepping from Pictures to Writing









گفتوگو دربارهی این نوشته