حسام معینینویسندگی خلاق

·

داستان سرایی در تولید محتوا؛ ۳ نمونهٔ کاربردی

داستان سرایی در تولید محتوا؛ ۳ نمونهٔ کاربردی
در این نوشتهفهرست مطالب

«ما به جزئیات اهمیت می‌دهیم» رو می‌شه روی سایت هر کسب‌وکاری نوشت. اما اگه بگیم چه جزئیاتی دیده شد، چه تصمیمی گرفتیم و چه چیزی تغییر کرد، خواننده مادهٔ بیشتری برای قضاوت داره. داستان سرایی در تولید محتوا از همین تفاوت شروع می‌شه.

استوری تلینگ محتوا قرار نیست هر متن ساده‌ای رو به ماجرایی طولانی تبدیل کنه. گاهی یه بند کوتاه برای روایت در پست وبلاگ کافیه. اینجا با یه مثال آموزشی، سه قالب می‌سازیم و می‌بینیم داستان سرایی برند چطور می‌تونه به جای تکرار صفت‌ها، یه فرایند یا تصمیم رو قابل‌فهم کنه.

داستان در محتوا چه کاری انجام می‌دهد؟

وقتی می‌گید «برچسب‌ها را خواناتر کردیم»، یه نتیجه اعلام کرده‌اید. وقتی توضیح می‌دید چه کسی در چه شرایطی برچسب رو نمی‌خواند، چه چیزی تغییر کرد و نتیجه رو چطور بررسی کردید، خواننده می‌تونه مسیر تصمیم رو دنبال کنه.

این مسیر لازم نیست ماجرای نجات جهان باشه. یه مشکل معمولی، یه انتخاب و یه تغییر مشخص هم ظرفیت روایت دارن. از عناصر داستان، بیشتر به اون‌هایی نیاز داریم که موضوع رو روشن می‌کنن؛ نه اینکه برای هر پست، شخصیت شرور و نقطهٔ اوج اجباری بسازیم.

قبل از نوشتن، یه سؤال ساده جواب بدید: این داستان قراره فهم کدوم نکته رو آسان‌تر کنه؟ اگه جواب روشنی ندارید، شاید روایت هنوز به نیاز خواننده وصل نشده.

یک موقعیت آموزشی؛ چه چیزی برای گفتن داریم؟

فرض کنید کارگاهی بسته‌های قطعات خیاطی می‌فروشه. در مثال ما، خریدار اندازهٔ دکمه رو اشتباه انتخاب کرده، چون عکس نزدیک محصول تصور درستی از ابعاد نمی‌داده. کارگاه کنار عکس، اندازهٔ دقیق و یه تصویر مقایسه‌ای اضافه می‌کنه.

این کسب‌وکار، مشتری و اتفاق فرضی‌اند و فقط برای آموزش ساخته شده‌اند. متن‌های نمونه نباید با نام یه برند واقعی به عنوان تجربه یا رضایت مشتری منتشر بشن. برای کاربرد واقعی، باید اتفاق و شواهد خودتون رو جایگزین کنید.

مادهٔ داستان ما این‌هاست: انتخاب اشتباه، پیدا کردن علت احتمالی و اصلاح اطلاعات. هنوز شاهدی نداریم که فروش بیشتر شده یا همهٔ خریدهای اشتباه از بین رفته. پس چنین نتیجه‌ای رو به داستان اضافه نمی‌کنیم.

نمونهٔ اول: روایت در پست وبلاگ

این بند می‌تونه شروع یه مقالهٔ آموزشی دربارهٔ انتخاب اندازهٔ دکمه باشه:

در این مثال فرضی، نرگس برای ژاکتش دکمه سفارش می‌دهد. رنگ درست است، اما دکمه از جادکمه رد نمی‌شود. در عکس محصول، چیزی برای مقایسهٔ اندازه وجود نداشت و او هم اندازهٔ درج‌شده در توضیحات را ندیده بود. پیش از انتخاب رنگ و مدل، باید قطر دکمه و اندازهٔ جادکمه را کنار هم بررسی کنیم. عکس نزدیک، بافت را خوب نشان می‌دهد؛ همیشه اندازه را روشن نمی‌کند.

این روایت خیلی زود به مسئلهٔ آموزشی وصل شده. قرار نیست پنج بند دربارهٔ کودکی نرگس بخونیم تا بالاخره به اندازه برسیم. جزئیاتی رو نگه داشته‌ایم که دلیل اشتباه رو روشن می‌کنن.

اگه مقاله برای خوانندهٔ عجولی نوشته می‌شه که فقط دنبال روش اندازه‌گیریه، می‌تونیم اول پاسخ مستقیم رو بدیم و این نمونه رو بعدش بیاریم. داستان، جای پاسخ رو نمی‌گیره.

نمونهٔ دوم: داستان سرایی در استوری

برای چند اسلاید کوتاه، اطلاعات رو مرحله‌به‌مرحله پخش می‌کنیم. این نسخه هم ادامهٔ همون مثال فرضیه:

در نمایشگر کوچک، جدول را به چپ و راست بکشید.
اسلایدمتن پیشنهادی آموزشی
۱رنگش همونه؛ چرا به ژاکت نمی‌خوره؟
۲در این مثال فرضی، دکمه از جادکمه رد نمی‌شه. عکس محصول، اندازه رو خوب نشان نمی‌داد.
۳کنار عکس نزدیک، قطر دکمه و تصویر مقایسه‌ای هم لازم داریم.
۴قبل از سفارش، اندازهٔ دکمهٔ مناسب لباس‌تون رو بررسی کنید؛ انتخاب رو فقط به عکس نسپارید.

در داستان سرایی برای تولید محتوا، حذف اطلاعات با پنهان‌کردن بی‌دلیل فرق داره. اگه سه اسلاید فقط بگیم «اتفاق عجیبی افتاد…» و آخرش یه نکتهٔ ساده رو رو کنیم، ممکنه وقت مخاطب رو گرفته باشیم.

همچنین عنوان اسلاید اول نباید چیزی رو وعده بده که در ادامه نداریم. اینجا یه ناهماهنگی مشخص داریم؛ نه راز تکان‌دهنده‌ای دربارهٔ صنعت پوشاک.

نمونهٔ سوم: روایت یک تصمیم در خبرنامه

خبرنامه می‌تونه به جای تکرار آموزش اندازه‌گیری، روی تصمیم پشت تغییر تمرکز کنه. نسخهٔ زیر همچنان نمونهٔ ساختگیه:

نمونهٔ فرضی برای یک کارگاه: عکسی که برای نشان‌دادن بافت دکمه گرفته بودیم، دربارهٔ اندازه‌اش کمک زیادی نمی‌کرد. در بازبینی صفحه، تصمیم گرفتیم عکس نزدیک رو نگه داریم و تصویر مقایسه‌ای و اندازهٔ واضح‌تری کنارش بگذاریم. این تغییر به خریدار اطلاعات بیشتری می‌ده؛ برای اینکه بفهمیم انتخاب‌های اشتباه کمتر می‌شن یا نه، باید نتیجه رو جدا بررسی کنیم.

این نسخه کمتر دربارهٔ «ما چقدر دقیق هستیم» حرف می‌زنه و بیشتر یه تصمیم قابل‌بررسی رو نشان می‌ده. از طرفی، انجام یه تغییر رو با اثبات موفقیتش یکی نکرده.

برای متن واقعی، می‌تونید تصویر قبل و بعد، تاریخ تغییر و روش بررسی رو هم اضافه کنید. اگه داده دارید، دامنه‌ش رو روشن کنید. کاهش چند پرسش پشتیبانی در یه بازهٔ کوتاه، به تنهایی ثابت نمی‌کنه که همهٔ مشتری‌ها راحت‌تر خرید می‌کنن.

از تجربهٔ واقعی چه اطلاعاتی جمع کنیم؟

پیش از نگارش، یه برگهٔ ساده آماده کنید: چه کسی با چه مسئله‌ای روبه‌رو شد؟ چه شواهدی از اون مسئله داریم؟ چه تصمیمی گرفته شد؟ چه چیزی واقعاً عوض شد؟ چه چیزی هنوز معلوم نیست؟

لازم نیست همیشه مشتری محور داستان باشه. یه انتخاب در طراحی، اصلاح یه راهنمای مبهم یا توضیح اینکه چرا محصولی رو عرضه نکرده‌اید هم می‌تونه روایت بسازه. اتفاق واقعی کوچیک، معمولاً از پیروزی بزرگِ بی‌شاهد برای نوشتن مادهٔ بهتری می‌ده.

برای نام، عکس و نقل‌قول افراد، اجازه و حدود توافق رو روشن کنید. اگه نمونه ترکیبی یا فرضیه، همون‌جا برچسب بزنید. تفاوت داستان و ناداستان در محتوای برند فقط بحث ادبی نیست؛ روی چیزی که خواننده واقعی تصور می‌کنه اثر می‌ذاره.

سه اشتباه که داستان را تبلیغاتی می‌کند

اول، وقتی نتیجه رو از قبل تعیین می‌کنیم و همهٔ اتفاق‌ها رو به سمت «ما بهترینیم» می‌بریم. ممکنه تجربهٔ واقعی هنوز حل نشده باشه. روایت ناتمام هم می‌تونه مفید باشه، اگه وضعیت فعلی رو روشن بگه.

دوم، وقتی آدم‌ها فقط برای تحسین برند وارد متن می‌شن. مشتری یه نیاز مستقل داره؛ قرار نیست جمله‌ای بگه که دقیقاً شبیه شعار شماست. نقل‌قول واقعی رو هم نباید با تغییر معنا، خوش‌آهنگ‌تر کنیم.

سوم، وقتی جزئیات زیاد جای نکتهٔ اصلی رو می‌گیرن. آموزش نویسندگی اینجا هم به کار می‌آد: روشن‌بودن رابطهٔ جمله‌ها، انتخاب جزئیات و حذف توضیح اضافه. متن داستانی قرار نیست سخت‌تر از متن مستقیم خوانده بشه.

تمرین: یک اتفاق واقعی، سه خروجی

یه مسئلهٔ کوچک از کار خودتون انتخاب کنید که برایش یادداشت، تصویر یا شاهد دارید. اول اون رو بدون صفت تبلیغاتی در پنج جمله بنویسید. بعد نسخه‌ای برای توضیح آموزشی، نسخه‌ای برای چند اسلاید و نسخه‌ای برای گزارش یه تصمیم بسازید.

در هر سه نسخه، واقعیت‌ها باید ثابت بمونن؛ فقط انتخاب و ترتیب اطلاعات عوض می‌شه. در آخر، زیر هر ادعای نتیجه خط بکشید و بپرسید: «از کجا می‌دونم؟» اگه هنوز نمی‌دونید، جمله رو به پرسش یا برنامهٔ بررسی تبدیل کنید. این کار به روایت شما پایان نمایشی نمی‌ده، اما پایهٔ محکم‌تری براش می‌سازه.

منابع نگارش این مقاله

  1. روایت مرتبط با مخاطب و شواهدMailchimp · MailchimpThe Power of Brand Storytelling for Stronger Connections
  2. تفاوت روایت مستند و ساختگیCreative NonfictionTruth

گفت‌وگو درباره‌ی این نوشته

ارسال دیدگاه

Your email address will not be published. Required fields are marked *

بازگشت به نوشته‌ها

نویسندگی خلاق · پادکست

برای شنیدن

چطور اتفاقات غیرمنتظره بزرگ‌ترین داستان‌های شما رو می‌سازن؟

در میان کلمه‌ها

چه می‌خواهید بخوانید؟

یا از یک موضوع شروع کنید

نصب وبلاگ حسام معینی

با اضافه کردن وبلاگ به دستگاه‌تون، برای خواندن مقاله‌ها راحت‌تر برمی‌گردید.