متن رو میخونید و غلط املایی خاصی پیدا نمیکنید. ویرگولها هم سر جاشون هستن. با این حال، وقتی نوشته رو به یکی دیگه میدید، اولین سؤالش اینه: «خب، بالاخره قراره چه کار کنم؟» ویرایش متن فارسی از همینجا جدی میشه؛ جایی که میفهمیم درست نوشته شدن کلمهها، لزوماً به معنی روشن بودن حرفمون نیست.
برای خودویرایشی، یعنی بازبینی نوشتهٔ خودمون، بهتره همهٔ مشکلها رو یکجا دنبال نکنیم. اول ببینیم متن چی میخواد بگه، بعد برسیم به بندها، جملهها و شکل نوشتن کلمهها. این آموزش ویرایش متن رو با یه نمونه جلو میبریم تا تفاوت ویرایش زبانی و ساختاری رو توی عمل ببینیم. آخرش هم دو چکلیست جدا برای داستان و ناداستان داریم.
فعلاً غلطها رو نگیریم؛ متن چی میگه؟
فرض کنید برای یه کتابخانهٔ محلی، این اطلاعیه رو نوشتیم. اسمها و برنامهٔ این نمونه فرضی هستن:
به اطلاع اعضای محترم کتابخانه میرساند با توجه به درخواستهایی که در خصوص ساعت برگزاری نشست که قبلاً سهشنبهها برگزار میشد مطرح شده بود، جلسهٔ هفتهٔ آینده در روز پنجشنبه ساعت پنج برگزار میگردد و با توجه به اینکه این تغییر برای کسانی که دیر میرسند مناسب است، آنها میتوانند در آن شرکت کنند. ثبتنام نیز لازم است. کتاب «مسافر آخر» موضوع این نشست است که اعضا باید آن را تا چهارشنبه انجام دهند.
همهٔ کلمهها رو میفهمیم، ولی چند جای کار گیر داره. اعضا باید تا چهارشنبه کتاب رو انجام بدن؟ کتاب رو بخونن؟ یا ثبتنام کنن؟ «آنها» فقط همون کسانی هستن که دیر میرسن؟ این تغییر هم فقط برای هفتهٔ آیندهست یا از این به بعد هر پنجشنبه جلسه داریم؟
قبل از اینکه «میگردد» رو عوض کنیم، باید جواب این سؤالها رو بدونیم. ویرایش قرار نیست جای اطلاعات گمشده حدس بذاره. برای همین نمونه فرض میکنیم زمان فقط برای یک جلسه عوض شده، همهٔ اعضا میتونن بیان و مهلت چهارشنبه مربوط به ثبتنامه.
توی آموزش نویسندگی، این برگشتن به مقصود متن بخشی از خود نوشتنه. پیشنویس کمک کرده حرفها رو پیدا کنیم؛ حالا باید طوری بچینیمشون که خواننده هم همون چیزی رو بفهمه که در نظر داریم.
دور اول: سه پیام رو از هم جدا کنیم
از اطلاعیهٔ بالا سه پیام اصلی درمیآد:
- نشست هفتهٔ آینده به جای سهشنبه، پنجشنبه ساعت پنج برگزار میشه.
- موضوع جلسه کتاب «مسافر آخر»ه.
- اعضایی که میخوان شرکت کنن، باید تا چهارشنبه ثبتنام کنن.
حالا میتونیم ترتیب رو انتخاب کنیم. کسی که برنامهٔ قبلی رو میدونه، اول باید از تغییر زمان باخبر بشه. بعد موضوع و کار لازم برای شرکت رو میخونه. توضیح دربارهٔ درخواست اعضا میتونه بعدتر بیاد؛ اگه هم برای این اطلاعیه ضروری نیست، حذفش میکنیم.
این میشه یه کار ساختاری: تصمیم گرفتیم کدوم حرف جلوتر باشه، کدوم جدا بشه و کدوم اصلاً لازم نیست. هنوز دربارهٔ فاصله و نیمفاصله تصمیمی نگرفتیم، ولی متن از همین حالا مسیر روشنتری داره.
برای نوشتههای بلندتر هم میتونید کنار هر بند بنویسید «این قسمت چه کاری میکنه؟» شاید یه بند مسئله رو معرفی کنه و بعدی براش مثال بیاره. اگه دو بند دقیقاً یه کار میکنن، ببینید میشه ترکیبشون کرد. اگه از سؤال مستقیم به نتیجه پریدید، شاید توضیحی بینشون جا افتاده.
دور دوم: جمله رو از داخل باز کنیم
بیاید بخش آخر اطلاعیه رو جدا بخونیم:
کتاب «مسافر آخر» موضوع این نشست است که اعضا باید آن را تا چهارشنبه انجام دهند.
اینجا ضمیر «آن» به چیزی اشاره میکنه که قبلش روشن نیست. ما میدونیم منظور ثبتنامه، ولی خواننده نزدیکترین اسم رو میبینه: کتاب یا نشست. نسخهٔ روشنتر اینه:
موضوع نشست، کتاب «مسافر آخر» است. برای شرکت در جلسه، تا چهارشنبه ثبتنام کنید.
دو جمله شدنِ متن بهتنهایی معجزه نکرده. اتفاق مهم اینه که اسم کار رو صریح آوردیم و هر جمله وظیفهٔ مشخصی گرفته. اگه هم ثبتنام از راه خاصی انجام میشه، باید نشانی واقعی یا روشش رو اضافه کنیم. «ثبتنام کنید» بدون اینکه بگیم کجا، هنوز ممکنه خواننده رو معطل بذاره.
این بار به جملهٔ اول نگاه کنیم. شروعش پر از مقدمهست: «به اطلاع… میرساند»، «با توجه به…»، «در خصوص…». میشه زودتر به خبر رسید:
نشست هفتهٔ آینده به جای سهشنبه، پنجشنبه ساعت پنج برگزار میشود.
خود «با توجه به» عبارت ممنوعی نیست. اینجا حذفش کردیم چون دلیل تغییر، مهمتر از خود خبر نبود. اگه داشتیم نامهای برای توضیح علت تصمیم مینوشتیم، شاید لازم بود نگهش داریم.
نسخهٔ ویرایششدهٔ اطلاعیه
حالا برای همین کتابخانهٔ فرضی مشخص میکنیم که ثبتنام حضوری، از میز امانت انجام میشه. این جزئیات رو برای کامل شدن مثال گذاشتیم:
نشست هفتهٔ آینده به جای سهشنبه، پنجشنبه ساعت پنج برگزار میشود. موضوع این جلسه، کتاب «مسافر آخر» است.
همهٔ اعضای کتابخانه میتوانند در نشست شرکت کنند. برای ثبتنام، تا پایان وقت چهارشنبه به میز امانت مراجعه کنید.
این تغییر زمان فقط مربوط به نشست هفتهٔ آینده است.
سه سؤال جواب گرفته: کی، دربارهٔ چی و چطور شرکت کنیم. جملهٔ آخر هم نمیذاره خواننده تغییر این هفته رو به همهٔ جلسهها تعمیم بده. اگه قرار بود اطلاعیه منتشر بشه، روز و تاریخ دقیق رو هم با برنامهٔ واقعی تطبیق میدادیم؛ «هفتهٔ آینده» روی صفحهای که مدتی میمونه، زود مبهم میشه.
به جای اینکه فقط دنبال تعداد جملات در یک پاراگراف باشید، به کاری که هر بند انجام میده توجه کنید. اینجا بند اول خبر رو میده، دومی شرایط شرکت رو و آخری محدودهٔ تغییر رو روشن میکنه. لازم نیست صرفاً برای رسیدن به تعداد مشخصی جمله، چند پیام متفاوت رو توی یه بند نگه داریم.
ویرایش زبانی و ساختاری چطور به هم وصل میشن؟
گاهی موقع اصلاح یه جمله تازه میفهمیم خود فکر کامل نبوده. توی نمونهٔ ما، گیر کردن روی «آن را انجام دهند» نشون داد که کار مورد انتظار از مخاطب مبهمه. پس همیشه قرار نیست دورها از هم دیوار داشته باشن.
با این حال، شروع از مسئلهٔ بزرگتر معمولاً از دوبارهکاری کم میکنه. فرض کنید ده دقیقه صرف درست کردن ویرگولهای بندی کردید که بعداً فهمیدید باید حذف بشه. بهتره اول دربارهٔ موندن بند تصمیم بگیرید و بعد جملههاش رو صیقل بدید.
اگه بعد از تغییر ترتیب هنوز متن سخت خونده میشه، سه چیز رو نگاه کنید: معلومه کی داره چه کاری میکنه؟ ضمیرها به اسم مشخصی برمیگردن؟ خواننده اطلاعات لازم رو قبل از رسیدن به نتیجه گرفته؟ اینها مسئلههاییه که توی بحث کتاب Sense of Style هم به روشن نوشتن مربوط میشن؛ کلمهٔ رسمیتر بهتنهایی متن رو دقیقتر نمیکنه.
کلمهها رو دقیقتر کنیم، نه لزوماً سنگینتر
این جملهٔ فرضی رو ببینید:
انجام هماهنگی جهت برگزاری جلسه توسط مسئول کتابخانه صورت گرفت.
میتونیم سادهتر بنویسیم:
مسئول کتابخانه جلسه را هماهنگ کرد.
در نسخهٔ دوم، آدم و کارش زودتر معلوم میشن. اما همیشه لازم نیست جملهٔ مجهول رو کنار بذاریم. مثلاً توی «کتاب هنوز تحویل داده نشده»، شاید خود کتاب و وضعیتش مهمتر از کسی باشه که باید تحویلش بده. انتخاب رو با هدف جمله بسنجید.
حذف واژه هم همینطوره. «دوباره تکرار کرد» ممکنه توی یه متن اضافه به نظر بیاد، اما توی یه داستان شاید واقعاً دربارهٔ تکرارِ دوبارهٔ کاری حرف میزنیم که قبلاً یک بار تکرار شده. قبل از حذف، معنی موقعیت رو ببینید. ویرایشِ کور میتونه متن رو کوتاهتر کنه و همزمان بخشی از حرفش رو از بین ببره.
حالا نوبت نشانهها و شکل نوشتن کلمههاست
وقتی معنی و ترتیب جا افتاد، با خیال راحتتر برید سراغ ظاهر متن. این چند نمونه رو برای تمرین ببینید:
آیا فردا جلسه برگزار می شود؟بله ،ساعت پنج.
با فاصلهگذاری منظمتر مینویسیم:
آیا فردا جلسه برگزار میشود؟ بله، ساعت پنج.
«میشود» با نیمفاصله نوشته شده؛ یعنی دو بخش به هم نچسبیدن، ولی مثل دو کلمهٔ جدا هم از هم دور نشدن. در «دستور خط فارسی» فرهنگستان هم «می» نسبت به جزء اصلی فعل با نیمفاصله میآد. برای ترکیبهای دیگه، همین یه نمونه رو به همهچیز تعمیم ندید؛ شکل واژهای که دربارهش شک دارید رو جدا بررسی کنید.
برای نشانهگذاری، فقط به مکث صدای خودتون تکیه نکنید. ممکنه هنگام حرف زدن وسط یه عبارت مکث کنیم، ولی گذاشتن ویرگول همونجا رابطهٔ کلمهها رو به هم بزنه. اگه برای قابلفهم شدن جمله مجبورید پشت سر هم نشانه اضافه کنید، شاید بهتر باشه خود جمله رو دوباره بسازید.
یه نوبت فقط اسمها، تاریخها، عددها و نشانیها رو کنترل کنید. غلطیاب ممکنه تفاوت «سهشنبه» و «پنجشنبه» رو خطا ندونه؛ هر دو درست نوشته شدن، اما فقط یکی با برنامهٔ واقعی جور درمیآد.
صدای متن رو موقع ویرایش عوض نکنیم
اطلاعیهٔ بالا زبان معیار داشت، چون قرار بود خبر مشخصی به اعضا بده. حالا اگه همین کار رو روی حرف یه شخصیت داستان انجام بدیم، ممکنه صداش مصنوعی بشه. نمونهٔ تألیفی زیر رو در نظر بگیرید:
کاوه گفت: «اگه زودتر میگفتی، خودم میاومدم دنبالت.»
قرار نیست برای درستتر شدنش بنویسیم «اگر زودتر میگفتی، خودم میآمدم به دنبالت». جملهٔ اول با گفتوگوی روزمره جور درمیآد. میتونیم املای شکسته رو یکدست کنیم و نشانهها رو مرتب بذاریم، بدون اینکه کاوه رو وسط حرف زدن رسمی کنیم.
در عوض، روایت بین دیالوگها میتونه معیار بمونه: «کاوه دستش را از روی فرمان برداشت.» این تفاوت آگاهانه با قاطی شدن تصادفی لحن فرق داره. موقع بررسی اشتباهات دیالوگنویسی، فقط درست بودن فعل مهم نیست؛ باید بشنویم این آدم واقعاً چنین حرفی میزنه یا نه.
نکتهٔ تمرین: پیشنهاد هر ابزار ویرایش رو با معنی جمله بسنجید. قبل از قبول کردنش ببینید اطلاعات، لحن شخصیت یا میزان قطعیت حرفتون رو عوض نکرده باشه.
چکلیست خودویرایشی برای داستان
- معلومه اتفاق از دید چه کسی روایت میشه و از کجا به اطلاعات دسترسی داریم؟
- تصمیم مهم شخصیت به چیزی که توی متن میبینیم وصل میشه؟
- دیالوگها شبیه حرف همون آدمها هستن؟
- زمان فعلها و اسم شخصیتها بیدلیل عوض نشده؟
- توضیحی هست که همون رفتار یا گفتوگوی قبلی رو دوباره معنی کنه؟
این دور بهتون میگه مسئله فقط جملهست یا باید به خود اتفاق برگردید. توی مراحل داستاننویسی، بعد از تموم شدن پیشنویس هنوز فرصت داریم انتخابهای قبلی رو با پایان داستان بسنجیم.
چکلیست خودویرایشی برای ناداستان
ناداستان اینجا یعنی نوشتهای که دربارهٔ واقعیت توضیح میده؛ مثل یادداشت، مقاله یا گزارش. برای این متنها بپرسید:
- خواننده از اول میفهمه مسئله چیه و آخرش باید چی بدونه یا چه کار کنه؟
- ادعاها مدرک یا توضیح کافی دارن؟
- معلومه هر مثال چطور به حرف قبلش مربوطه؟
- واقعیت، برداشت شخصی و پیشنهاد با هم قاطی نشدن؟
- منبعها، نقلقولها، اسمها و تاریخها بررسی شدن؟
آخرش متن رو یه بار پیوسته با چشم بخونید. این دفعه فقط دنبال غلط نباشید؛ ببینید کجا باید برگردید تا منظور رو بفهمید. همون نقطه رو با جملهٔ قبل و بعدش اصلاح کنید.
تمرین آخر: ابهام رو پیدا کنید، بعد جمله رو عوض کنید
این نمونه رو ویرایش کنید:
سارا به نگار گفت نوشتهاش را برای جلسه آماده کند چون او هنوز آن را نخوانده بود.
قبل از تغییر، تصمیم بگیرید نوشته مال کیه و چه کسی نخونده. فرض کنیم نوشته مال نگاره و سارا هنوز فرصت خوندنش رو نداشته. یه نسخهٔ ممکن اینه:
سارا هنوز نوشتهٔ نگار را نخوانده بود. از او خواست متن را پیش از جلسه بفرستد.
فقط ضمیرها رو جابهجا نکردیم؛ کار مورد انتظار رو هم روشن کردیم. حالا یه بند از نوشتهٔ خودتون بردارید و همین کار رو انجام بدید: اول معنی رو برای خودتون دقیق کنید، بعد ببینید کدوم جمله اون معنی رو بیدردسر به خواننده میرسونه.
منابع نگارش این مقاله
- ویرایش و نمونهخوانی؛ دو مرحلهٔ متفاوتEditing and Proofreading
- بازبینی هدف، ترتیب و ارتباط بخشهای متنRevising Drafts
- دستور خط فارسی؛ ویراست جدید، بخش «می و همی»دستور خط فارسی — ویراست جدید، ۱۴۰۱









گفتوگو دربارهی این نوشته