حسام معینینویسندگی خلاق

·

افزایش دایره لغات برای نویسندگی با تمرین

افزایش دایره لغات برای نویسندگی با تمرین
در این نوشتهفهرست مطالب

می‌نویسید «مرد ناراحت بود» و دنبال یه واژهٔ بهتر می‌گردید. «غمگین»، «اندوهگین»، «محزون»؛ هر سه رو امتحان می‌کنید و باز جمله همون‌قدر کلیه. افزایش دایره لغات برای نویسندگی قرار نیست فقط تعداد جایگزین‌های «ناراحت» رو زیاد کنه. باید کمک کنه دقیق‌تر بفهمیم چی می‌خوایم بگیم و کدوم کلمه به همین آدم، همین موقعیت و همین جمله می‌خوره.

برای این کار، کلمه برداری رو از جمع کردن واژه‌های عجیب جدا می‌کنیم. یه صفحهٔ دفتر واژگان می‌سازیم، واژه رو توی بافت می‌بینیم و با یه تمرین واژه برای نویسندگی، از شناختن معنی به استفاده کردن می‌رسیم. مثال‌های این متن ساختهٔ همین کارگاه‌ان؛ هدف اینه که روش رو بعداً روی کتاب‌ها و متن‌هایی که خودتون می‌خونید اجرا کنید.

مشکل همیشه کمبود کلمه نیست

یه بار دیگه به مرد ناراحت برگردیم. شاید از دیدن پیام گوشی غصه‌دار شده؛ شاید از جواب ندادن دوستش دلخوره؛ شاید هم نگران نتیجهٔ آزمایشه. تا وقتی خودمون این تفاوت رو ندونیم، فرهنگ مترادف هم نمی‌تونه تصمیم رو به جامون بگیره.

فرض کنیم قرار بوده برادرش برای تحویل مغازه بیاد، ولی نیومده. حالا بنویسیم:

مرد پیام را بست. صندلی دوم را از کنار میز برداشت و به انبار برد.

هنوز اسم احساس رو نگفتیم، اما یه رفتار به رابطه اضافه شده. برای نشان دادن به جای گفتن در داستان، شناخت دقیق موقعیت اغلب از پیدا کردن صفت سنگین مهم‌تره. واژه‌های بیشتر وقتی کمک می‌کنن که تصویر یا فکر روشن‌تری برای بیان داشته باشیم.

پس اگه وسط نوشتن گیر کردید، قبل از جست‌وجوی مترادف بپرسید: چه تفاوتی رو نمی‌تونم بیان کنم؟ سرعت حرکت؟ شدت صدا؟ دلخوری یا ترس؟ همین سؤال مسیر کلمه برداری رو هدفمند می‌کنه.

واژه رو با جمله بردارید

فرض کنید در یه متن به این جملهٔ نمونه می‌رسید:

نور چراغ از شکاف پرده می‌تراوید و خط باریکی روی کف راهرو می‌ساخت.

اگه فقط «تراویدن = بیرون آمدن» رو بنویسید، بخشی از کاربردش رو از دست می‌دید. توی این جمله، حرکت آهسته و گذر از یه مرز یا منفذ مهمه. اگه بنویسیم «نور از پنجره هجوم آورد»، تصویر و شدت فرق می‌کنه. این دو فقط لباس رسمی و غیررسمیِ یک معنا نیستن.

برای آموزش نویسندگی، بهتره کلمه رو همراه با کاری یاد بگیریم که توی جمله انجام می‌ده. در دفتر واژگان، جملهٔ منبع و نشانی دقیقش رو نگه دارید؛ بعد معنی رو با زبان خودتون بنویسید. اگه از کتاب واقعی برمی‌دارید، نام کتاب، نویسنده و صفحه رو ثبت کنید تا عبارتِ دیگری بعداً با نوشتهٔ خودتون قاطی نشه.

یک صفحهٔ کامل از دفتر واژگان

این نمونه رو می‌تونید توی دفتر کاغذی یا فایل ساده بسازید:

در نمایشگر کوچک، جدول را به چپ و راست بکشید.
بخش دفترنمونهٔ تکمیل‌شده
واژهتراویدن
جملهٔ منبعنور چراغ از شکاف پرده می‌تراوید.
مشخصات منبعنمونهٔ تألیفی همین تمرین؛ منبع بیرونی ندارد
معنی در همین جملهنور کم‌کم از شکاف بیرون می‌آید
چیزی که باید بررسی کنماین فعل با چه چیزهایی طبیعی به کار می‌رود؟
کاربرد تازهآب از درز کوزه می‌تراوید.
انتخاب جایگزینبرای نور شدید، «تابیدن» شاید مناسب‌تر باشد

قرار نیست هر بار جدول مفصلی پر کنید. اگه این کار نوشتن رو عقب می‌اندازه، سه چیز رو نگه دارید: جملهٔ منبع، معنی بافتی و یه جملهٔ تازه. جدول فقط کمک می‌کنه بفهمیم چی رو داریم یاد می‌گیریم.

برای بررسی معنی، به فرهنگ معتبر رجوع کنید و چند کاربرد واقعی دیگه هم بخونید. یک مثال، همهٔ کاربردهای یه واژه رو نشان نمی‌ده. از طرف دیگه، کاربرد استعاری رو هم فوراً غلط حساب نکنید؛ ببینید تصویرش قابل فهمه یا فقط برای متفاوت بودن ساخته شده.

سه جمله بسازیم؛ بدون اینکه واژه رو به زور جا بدیم

برای واژهٔ انتخابی، سه موقعیت متفاوت امتحان کنیم:

آب از درز کوزه می‌تراوید و زیر آن لکه‌ای تیره می‌ساخت.

بوی نان از لای در بسته بیرون می‌آمد.

نور صبح از لبهٔ پرده روی دستش افتاد.

شاید انتظار داشتید توی هر سه جمله «تراویدن» بیاد. می‌تونستیم این کار رو بکنیم، ولی هدف تمرین استفادهٔ اجباری نیست. در جملهٔ دوم، «بیرون می‌آمد» بی‌دردسر کار می‌کنه. در سومی هم شاید خود افتادن نور روی دست برامون مهم‌تر از راه عبورش باشه.

این مرحله تفاوت واژهٔ فعال با واژه‌ایه که فقط معنی‌اش رو می‌شناسیم: می‌تونیم انتخابش کنیم و می‌تونیم ازش بگذریم. دانستن یه کلمه به معنی تعهد برای مصرف کردنش نیست.

نکتهٔ تمرین: دفتر واژگان انبار نمایش معلومات نیست. اگه کلمهٔ تازه، جمله رو کند یا لحن شخصیت رو نامتناسب کرده، همون واژهٔ آشنا رو نگه دارید.

به جای فهرست مترادف، تفاوت حرکت‌ها رو ببینیم

«رفت» همیشه واژهٔ ضعیفی نیست. گاهی فقط می‌خوایم از اتاقی به اتاق دیگه برسیم و لازم نیست حرکت رو برجسته کنیم. اما اگه شیوهٔ رفتن بخشی از داستانه، می‌تونیم دقیق‌ترش کنیم:

از کنار در رد شد.

تا کنار در دوید.

کنار در درنگ کرد.

خودش را به در رساند.

در این جمله‌ها فقط فعل عوض نشده. یکی عبور کرده، یکی عجله داشته، یکی مکث کرده و یکی احتمالاً برای رسیدن زحمت کشیده. حتی نمی‌شه همه‌شون رو بدون تغییر معنا به جای «رفت» گذاشت. این همون چیزی است که موقع تمرین باید دنبالش باشیم: تفاوتی که خواننده واقعاً دریافت می‌کنه.

یه دستهٔ کوچیک انتخاب کنید؛ مثلاً فعل‌های نگاه کردن. برای «خیره شدن»، «نگاه دزدیدن» و «از نظر گذراندن» موقعیت بسازید. بعد فعل‌ها رو جابه‌جا کنید و ببینید کجای معنا خراب می‌شه. این آزمایش ساده، کاربرد رو بهتر از حفظ کردن یه ردیف مترادف روشن می‌کنه.

واژه‌های شخصیت با واژه‌های راوی یکی نیستن

به این گفت‌وگو گوش بدید:

نگهبان گفت: «از اینجا برو. تردد ممنوعه.»

پسر پرسید: «یعنی حتی برای برداشتن کیفم هم نمی‌تونم برم؟»

«تردد» توی دهان نگهبانی که داره زبان تابلو یا اداره رو تکرار می‌کنه، ممکنه طبیعی باشه. اما اگه همون پسر به دوستش بگه «امکان تردد به اتاقم رو ندارم»، باید برای این لحن دلیل داشته باشیم. داشتن دایره لغات وسیع، به این معنی نیست که همهٔ شخصیت‌ها از تمامش استفاده کنن.

در شخصیت پردازی در داستان، انتخاب کلمه می‌تونه رابطه و موقعیت رو نشان بده. همون آدم ممکنه با رئیسش بگه «امکانش هست؟» و با خواهرش بگه «می‌شه؟». تغییر صدا رو از موقعیت بگیرید، نه از فهرست ثابتِ واژه‌های آدم رسمی و غیررسمی.

یک تمرین هفت‌روزهٔ قابل‌تغییر

برای شروع، هر روز یک کار کوچیک انجام بدید. روز اول یه صفحه از متن دلخواه بخونید و فقط سه واژه یا ترکیب مفید بردارید. روز دوم معنی و کاربردشون رو بررسی کنید. روز سوم برای هرکدوم یه موقعیت تازه بسازید. روز چهارم یه بند کوتاه بنویسید که فقط یکی از اون‌ها رو لازم داشته باشه.

روز پنجم بند رو بدون نگاه کردن به دفتر دوباره بنویسید. روز ششم دو نسخه رو مقایسه کنید: کلمهٔ تازه دقیق‌ترش کرده یا فقط رسمی‌تر؟ روز هفتم یه بند تازه دربارهٔ موضوع دیگه بنویسید. این برنامه یه پیشنهاد تمرینه، نه وعدهٔ افزایش چشمگیر لغات در هفت روز. می‌تونید سرعتش رو با وقت خودتون هماهنگ کنید.

اگه همهٔ واژه‌ها از یه نوع متن میان، سبد مطالعه رو کمی متنوع کنید. داستان برای حرکت و گفت‌وگو مفیده؛ گزارش برای جزئیات مشخص؛ جستار برای پیوند فکرها. قرار نیست سبک همه رو با هم مخلوط کنیم. از هرکدوم چیزی برداریم که مسئلهٔ نوشتهٔ ما رو حل می‌کنه.

از کجا بفهمیم تمرین جواب داده؟

این بند خام رو بازنویسی کنید:

زن وارد اتاق شد. هوا بد بود. به کاغذ نگاه کرد و حس بدی پیدا کرد. چیزی گفت و بیرون رفت.

قبل از تعویض کلمات، تصمیم بگیرید هوا چه مشکلی داره، کاغذ چیه و زن چرا بیرون می‌ره. یه پاسخ ممکن:

زن پنجره را باز کرد. بوی رنگ هنوز در اتاق مانده بود. روی برگه، اسم مستأجر تازه را دید. گفت: «پس دیگه لازم نیست پرده‌ها رو بیارم.» پنجره را باز گذاشت و رفت.

نسخهٔ دوم پر از واژه‌های کمیاب نیست. دقیق‌تر شده چون نویسنده انتخاب کرده چه چیزی دیده و شنیده بشه. برای تقویت مهارت نویسندگی، دفتر کلمه وقتی مفیده که به همین انتخاب‌ها برسه. سه واژهٔ تازه‌تون رو کنار این بند بذارید؛ فقط اگه واقعاً چیزی رو روشن‌تر می‌کنن واردشون کنید. باقی‌شون می‌تونن تا موقعیت مناسب بعدی توی دفتر بمونن.

منابع نگارش این مقاله

  1. انتخاب واژه متناسب با بافتJoseph M. Moxley · Writing CommonsDiction
  2. دفتر نویسنده و مواد یادداشت‌برداریدورهٔ درک نیل · OpenLearn — The Open UniversityWhy take notes and what to note

گفت‌وگو درباره‌ی این نوشته

ارسال دیدگاه

Your email address will not be published. Required fields are marked *

بازگشت به نوشته‌ها

نویسندگی خلاق · پادکست

برای شنیدن

چطور اتفاقات غیرمنتظره بزرگ‌ترین داستان‌های شما رو می‌سازن؟

در میان کلمه‌ها

چه می‌خواهید بخوانید؟

یا از یک موضوع شروع کنید

نصب وبلاگ حسام معینی

با اضافه کردن وبلاگ به دستگاه‌تون، برای خواندن مقاله‌ها راحت‌تر برمی‌گردید.